دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سجاد
سجاد
در مشاعره

ممکن اگر شود ز منِ خسته یاد کن/‬ ‫بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله‬ :شهریار اشعار ترکی

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دلبسته به سکه های قلک بودیم ؛ دنبال بهانه های کوچک بودیم / رویای بزرگ تر شدن خوب نبود ؛ ای کاش تمام عمر کودک بودیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا زبان شکر جای سبزه باشد حاصلت / از زمین تشنه ، ای آب روان غافل مشو

سجاد
سجاد
در مشاعره

دل اگر توشه و توانی داشت/ در ره عقل کاروانی داشت

الينا
الينا
در مشاعره

اگر در بستر من گل فشاني ،بر دمد آتش /اگر بر تربت من آب ريزي دود برخيزد

سجاد
سجاد
در مشاعره

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها/ که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

صدیقه انارکی
صدیقه انارکی
در مشاعره

از مردمک دیده بباید آموخت/دیدن همه کس را و ندیدن خود را

سجاد
سجاد
در مشاعره

رو گهری جوی که وقت فروش/ خیره کند مردم بازار را

صدیقه انارکی
صدیقه انارکی
در مشاعره

تا چند کنم توبه و تا کی شکنم / ای توبه ده و توبه شکن دستم گیر - از اشعار مناجات خواجه عبدالله انصلری

سجاد
سجاد
در مشاعره

نمی خواهم که در چشمم نشینی/ که آنجا هم میان مردمان است

پلشت
پلشت
در مشاعره

تو مپندار که خاموشی من / هست برهان فراموشی من

سجاد
سجاد
در مشاعره

یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست/ که مغیلان طریقش گل و نسرین من است

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی / ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

سجاد
سجاد
در مشاعره

لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند/ دلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تهی نمی شود از برگ عیش دامانش / چو غنچه هرکه قناعت کند به پارۀ دل