دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
میلاد
میلاد
در مشاعره

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت // در قفس بودم، رهایم کرد و رفت [الناز اسفندفر]

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

دردایره قسمت ما نقطه تسلیمیم // حکم آنچه تو فرمایی لطف آنچه تو بنمایی

میلاد
میلاد
در مشاعره

رهرو ان نیست گهی تند و گهی خسته رود // روهرو آن است که اهسته و پیوسته رود

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

ای چشم تو از هر چه غزل گیراتر// لبخند تو از خنده ی گل زیباتر

میلاد
میلاد
در مشاعره

مرا به این درد ها نیست اکتفا // که در دایره دوستی ات هست وفا (همین الان تراوش فرمود )

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم// لیكن از لطف لبت صورت جان می‌بستم

میلاد
میلاد
در مشاعره

یک شبی پروانگان جمع امدند // در مضیفی طالب شمع امدند

سـكوت ِ عــاطــفه ها . . .
سـكوت ِ عــاطــفه ها . ....
در مشاعره

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی// نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

قومی متفکرند اندر ره دین // قومی به گمان فتاده در راه یقین // می ترسم از آنکه بانگ آید روزی // کای بی خبران راه نه آن است و نه این

میلاد
میلاد
در مشاعره

دستم به ماه مي رسد امشب، اگر كه عشق // دست مرا دوباره بگيرد، مگر كه عشق [عبدالمجید اجرایی]

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند// این بار می برند که زندانی ات کنند

میلاد
میلاد
در مشاعره

آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من // خواستي تا در ميان شعله ها آبم کني [مهدی سهیلی]

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع ای سر زلف تو مجموع پریشانیها

میلاد
میلاد
در مشاعره

مشک آن است که خود ببوید // نه آنکه عطار بگوید

delshekaste
delshekaste
در مشاعره

آنقدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب// یا به ساحل می رسم یا غرق دریا میشوم