دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

از کودکی دیوانه بودم ، مادرم میگفت / از شانه ام هر روز میچیده ست شب بویی

بهبود
بهبود
در مشاعره

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم/ دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

دلم را مشکن و در پا مینداز / که دارد در سر زلف تو مسکن

بهبود
بهبود
در مشاعره

تا راز عشق ما به تمامی بیان شود/با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

در قنوتم ز خدا عقل طلب میکردم / عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت

بهبود
بهبود
در مشاعره

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم/چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

هر کس در دل من جای خودش را دارد / جانشین تو در این سینه خداوند نشد

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش
در مشاعره

که این کند که تو کردی به ضعف همت ورای ... زگنج خانه شده خیمه بر خراب زده

بهبود
بهبود
در مشاعره

هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک/ گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش
در مشاعره

شبی می گفت چشم کس ندیدست .... زمروارید گوشم در جهان به

بهبود
بهبود
در مشاعره

معشق من بگشوده در سوی گدای خانه اش/ تا سر کشم من جرعه ای از ساغر و پیمانه اش

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش
در مشاعره

در ره عشق از آنسوی فنا صد خطر ست ... تا نگوئی که چو عمرم به سر آمد رستم

بهبود
بهبود
در مشاعره

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند/چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش
در مشاعره

دوش می گفت به مژگان درازت بکشم ... یارب از خاطرش اندیشه ی بیداد ببر

بهبود
بهبود
در مشاعره

دیری ست که دلدار پیامی نفرستاد/ ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد