دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
بهبود
بهبود
در مشاعره

ته دوری از برُم دل در برُم نیست/ هوای دیگری اندر سرُم نیست/ به جان دلبرُم کز هر دو عالم/ تمنای دگر جز دلبرُم نیست

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

در جهان تا میتوانی ساده و بی رنگ باش / قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است

بهبود
بهبود
در مشاعره

تو به دل هستی و این قوم به گِل می جویند/ تو به جانستی و این قوم جهانگردانند

چادر به سر
چادر به سر
در مشاعره

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا/که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم / ز آنچ آستین کوته و دست دراز کرد

بهبود
بهبود
در مشاعره

در کوی نیکنامان ما را گذر نباشد/ گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند / چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند

بهبود
بهبود
در مشاعره

ترکتازی کن بتا بر جان و دل/ تا شوم از جان و دل هندوی تو

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت / جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

بهبود
بهبود
در مشاعره

روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم/ که پریشانی این سلسله را آخر نیست

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

من از آغاز در خاکم نمی از عشق میبینم / مرا میساختند ای کاش از آب و گٍلی دیگر

بهبود
بهبود
در مشاعره

تابه کنار من بُدی بود به جا قرار دل/ رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام

مـهـرنـوش
مـهـرنـوش
در مشاعره

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست .. آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

آتـریـن
آتـریـن
در مشاعره

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم / جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را

بهبود
بهبود
در مشاعره

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح/ هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را