نیما صابری
رفتم مغازه میگم آقا مرگ موش میخوام، میگه برای موشهای خونهتون میخواین؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ میخوایم بریزیم تو خورشتمون خوش رنگ شه !
نیما صابری
رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه 2 تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه؛ میگه: میخوای ببریشون؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی، میانگین ساعت مطالعه تو مملکت بره بالا
نیما صابری
به بابام میگم تابستون یه برنامه سفر شمال بزاریم، میگه شمال ایران؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ شمال سیبری تو قطب شمال، برنامه شکار خرس قطبی بزار واسمون!
نیما صابری
داداشم گفت چرا بال بال میزنی؟ چیزی پرید تو گلوت؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم خودم رو آماده پرواز میکنم
نیما صابری
رفتیم بلیت کانادا بگیریم، زنه میگه سیاحتیه؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه، میخوام برم امامزاده سید ریچارد
نیما صابری
عكس برادر زادههامو نشون دوستم دادم با مامانشون، برگشته میگه: ااِاا داداشت زنم داره؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ اینارو تو قرعه كشی بانك برنده شده
نیما صابری
یکی زنگ زده میگه شما فرشادین؟ میگم نه. میگه پس اشتباه گرفتم؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ من فرشادم صدای تورو شنیدم الزایمر گرفتم یادم نیست !!!
نیما صابری
از بالای در دارم میام تو خونه، بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ دارم آمادگی جسمانیمو تست میکنم، امشب میخوایم بریم سرقت !!!
نیما صابری
توی آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود، منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین
نیما صابری
توی بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم، یه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه، بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلیم، اومدیم ببینیم کسی زودتر از موقع نمرده باشه!
نیما صابری
زنگ زدم میگم: بابا بیا منو گرفتن، میگه: خاک تو سرت، گشت ارشاد؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران!
نیما صابری
خونمون رو عوض کردیم، به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟ میگه خط تلفن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق، روزی دوبار هم از روش بنویسیم ...
نیما صابری
تو لباس فرم منو ديده ميگه سربازي؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سياه لشگر سريال مختارم، محل فيلم برداري رو گم کردم!
نیما صابری
... دست پسره رو گرفته ميگه با ياد چي ميري کنکور بدي؟ پسره ميگه با ياد خدا ؛ پـَـَـ نــه پـَـَــــ بگه به ياد دوست دخترم ميرم سر جلسه ؟!