دوام زندگي مشترک ستاره ها
آرش: همه زندگيها ميتوانند دوام داشته يا نداشته باشند. صنف هنرمندها به اين دليل که ديده ميشوند خيلي بيشتر زير ذرهبين هستند. ربطي به سينما ندارد، شايد خيلي آدمها در خيلي صنفها دچار مشکلاتي در زندگي شخصي باشند اما آنها ديده نميشوند و به نظرم چارچوبي که سالم باشد و ازدواجي که با منطق و عقل انجام بگيرد، بهراحتي به مشکل برنميخورد.
کافي است دو نفري که زندگي را با هم شروع ميکنند آن را مديريت کنند و از يکديگر به شناخت کافي برسند، تجربه داشته باشند و حساسيت بيمورد نشان ندهند. اگر اين شناخت کافي باشد تمام حاشيهها و مشکلات بهراحتي پشتسر گذاشته ميشود. من و نيوشا همکار و همرشته نيستيم و من تاجر نقره هستم اما اين هيچ ربطي ندارد که بخواهيم يکديگر را درک نکنيم و دچار مشکل شويم.
دوست ندارم وابسته باشم
نيوشا: ۱۰سال در فضاي کاري و اجتماع فعاليت کردهام. از وابستگي صرف لذت نميبرم و اساسا انسان بلندپروازي هستم. به هرحال دليل اينکه دوست دارم تجربههاي مختلف کاري داشته باشم باتوجه به اينکه هرکاري سختي خودش را دارد اين است که زنها همانقدر توانمند هستند و ميتوانند تاثيرگذار باشند که مردها ميتوانند. اصولا خانهداري يک شغل است اما اين براي من کافي نيست. سقف خواستههايم خيلي بلند است، اين شايد خوب نيست و شايد آرش هم کلافه شود.
آرش: من اصلا از بلندپروازي نيوشا ناراضي نيستم. روح سلامت در منزل را بيشتر دوست دارم تا فقط حضور فيزيکي نيوشا را در خانه. روح همسر من آميخته شده با جامعه و فضاي بيرون و اگر زياد در خانه باشد پژمرده ميشود و سلامتي که بايد داشته باشد را نخواهد داشت. روح سلامت نيوشا به زندگي من آرامش ميدهد، من نشاط همسرم را بيشتر از غذاي روزانهاي که خانمها ميپزند، نياز دارم.
من تمام وقت در خدمت نيوشا هستم!
آرش: اگر بخواهيم از ديد آدمي نگاه کنيم که فقط توقعش يک زندگي معمول ايراني باشد، بله دورنماي آن با واقعيت فرق دارد. اما فضا و ديد من از يک زندگي مشترک اصولا اينگونه نيست. چارچوب روح و روان نيوشا برايم خيلي مهم است. بقيه کارها را با هم هماهنگ ميکنيم و مسئله خاصي وجود ندارد که بگويم آزارم ميدهد. يکسري کارهاست که بايد با تدبير مديريت شود. به عنوان همسر نيوشا، از تجربهام استفاده ميکنم، تمام وقت در خدمتش هستم تا کمک کنم حرکتي که ميخواهد انجام دهد، با آرامش باشد.
من هم خانه داري ميکنم
نيوشا: ما حاشيه امني براي خودمان تعريف کرديم. در هر جاي دنيا دوروبر هنرمندها حرف هست و براي مردم حاشيه اين افراد مطرح، جالب است. اين قسمت زرد را دوست ندارم و معتقدم با رفتارمان از حاشيه دوري ميکنيم. من همسر مردي هستم و اين نقش را پذيرفتم.
آرش هم مرا در همين جايگاه پذيرفته ولي زماني که سرکار نيستم، من هم ظرف ميشويم و لباسهاي آرش را اتو ميکنم، غذا درست ميکنم و مهمان دعوت ميکنم. انجام کارهاي خانه هم لذت دارد من هم خانهداري ميکنم مگر اشکالي دارد.
نيوشا واقعا معصوم است
آرش: دقيقا! ما خوشبخت هستيم و پشت پردهاي وجود ندارد. اميدوارم من سنتشکني کرده و ثابت کنم زندگي سينمايي ميتواند دوام داشته باشد. هرچه با سختيهاي هنر آشنا ميشوم، صبورتر و پختهتر ميشوم. تجربه سينما را در اين ۲، ۳سال کسب کردم و هنوز درحال کسب تجربههاي جديد هستم. آدم به اين ترتيب بزرگ ميشود من هم شنيدم که ميگويند من نيوشا را به خاطر ستاره بودن انتخاب کردم، ذهنيتي از نيوشا داشتم که بعد از ازدواج ديدم او از تصور من خيلي هم بهتر است. معصوميت و خوبي نيوشا، درست مثل صورتش است.
کار من بازار است و ما هنوز به رسوم کاسبي معتقد هستيم. در بازار اگر کسي دچار مشکل شود، بزرگان زير پروبال او را ميگيرند و همه مرام و معرفت دارند اما مشکل سينما اين است که آدمها به هم بيمحبت هستند. در صورتيکه هنر با احساس توام است!
توقع آدم از هنرمندها خيلي بيشتر از اينهاست چون آنها با روح و احساس کار ميکنند اما در بازار روح و معرفت انگار بيشتر حکمفرماست. اي کاش سينما هم بزرگتر و ريشسفيدي داشت، بزرگتري که حرمت داشت. در سينما همه من هستند و به سفت کردن جايگاه خود فکر ميکنند.
تاييد من براي نيوشا خيلي مهم است
آرش: نيوشا اگر در روز هزارتا تائيد هم بگيرد و همه دنيا از او تعريف کنند، تائيد و تعريف من برايش جايگاه ويژهاي دارد.
نيوشا: دقيقا همينطور است. تحسين جامعه و مردم با تحسين آرش زمين تا آسمان متفاوت است. آدمهايي که در خانه و روابط شخصي تامين نباشند، درزندگي حرفهاي موفق نيستند و رفتارهاي غيرعادي دارند. اگر در خانه تائيد شوي و در جامعه خيلي دچار مشکل نميشوي که در خانه خلاء عاطفي داشته باشي. استار بودن يک عمر دارد پس مهمترين قضيه همين تامين عاطفه از طرف همسر و خانواده است. همه خستگيهاي روزانهام با جمله دوستت دارم آرش از بين ميرود. اگر روزي همه داشتههاي امروزم را نداشته باشم، تکيهگاهم، يعني آرش به من آرامش ميدهد... حرمت خانواده برايم خيلي زياد است...
آرش: من تمام انرژيام از خانه است. اگر همسرم خسته و غمگين باشد من هم همان مود را ميگيرم. اينکه ميگويند هنرمندها مودياند، نه، همه آدمها اينطور هستند. شايد هنرمندها حساستر هستند. چارچوبي که سلامت باشد و تکليف زندگياش معلوم باشد به او کمک ميکند.
نيوشا: خب، نوسانات دلار مود آرش را هم عوض ميکند و من تحمل ميکنم. (صداي خنده)
آرش: مرداني که تجارت ميکنند به نظرم در خط مقدم جبهه هستند و اميدوارم ايرانيها در همهجا موفق باشند. سربلندي ايران، آرزوي من است. اين روزها در حال جنگ هستيم و اين بحرانها همه ما را درگير کرده است. قديمها جنگ با زور بازو بود اما امروز همه در اين جنگ حضور دارند. اميدوارم براي ايران بجنگيم و سربلند باشيم


جزئیات گروه
9 


