sina
زندگی اب راهی است به نام وفا...میریزد به جویی به نام صفا...می رود به رودی به نام عشق...می رسد به دریایی به نام وداع
sina
آری، آغاز ، دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
sina
خواستم خودمو گول بزنم ، همه ی خاطراتمو یه گوشه ای انداختم و گفتم فراموش
یه چیزی ته قلبم خندید و گفت یادمه
sina
روز مرگم هر که شیون کند از دورو برم دور کنید ، همه را مست و خراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید ، مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزار مگذارید بیاید واعظ ، پیر می خانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید ، شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید ، روز مرگم وسط سینه ام چاک زنید ، روی قبرم بنویسید وفادار برفت ... ان جگر سوخته از این دیار برفت...
sina
اگر نتونستیم کسی را ببخشیم از بزرگی گناه او نیست ، از کوچکی قلب ماست به خاطر دیروز کسی را از فردایمان خط نزنیم...
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن .... بخشیدن .... و فراموش کردن .... پس......بخندو ببخش و فراموش کن
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو.
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
ارزش یک احساس به شدت آن نیست ، به مدت آن است و من تو را به مدت بودنم دوست دارم.....
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد " کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد! پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست... " کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد...
sina
می روم شاید کمی حال شما بهتر شود... می گذارم با خیالت روزگارم سر شود... از چه می ترسی برو دیوانگی های مرا... انچنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود...
sina
بهم گفت :یه ارزو دارم برام دعا کن ، چه شبهایی که اشک ریختم و برای ارزوش دعا کردم ، اما حیف که نمیدونستم ارزوش جدایی از من بود...
sina
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک / هرکه از دیده ی مان رفت ز خاطر ببریم
sina
درخت دوستی را با قلب می کارند نه با دست... تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف...