دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جایی برای استراحت ... و کشیدن یک نخ سیگار ... با آرامش

جزئیات گروه

شناسه 116
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1223 پست
عضو 548 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 33
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 184
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 86

کاربران گروه

(545 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مزخرفات بین دو سیـگــار
شناسه‌: 116 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
جواد منادی
جواد منادی

نمیدونم میخوامت یا نه نمیخوامت...بخدا خسته شدم از این در به دری...

الهه
الهه

می شود من امروز، اینجا، به گیج و گورهای واژه نپیچم، شعر نبافم، حرف نریسم، بی حاشیه، بی زرورق و ابروباد فقط بنویسم دلم برایت تنگ شده؟

mob
mob

تــیک تــاک ، تــیک تــاک تــاک ؛ آخ که یه روز باید رفت زیر خــاک

mob
mob

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای ،، دشمن از دوست ندانسته و نشناخته‌ای // من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم ،، نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای

mob
mob

گر درون سوخته‌ای با تو برآرد نفسی :: چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی ای /::/ که انصاف دل سوختگان می‌ندهی :: خود چنین روی نبایست نمودن به کسی

الهه
الهه

انگشتانت را ... به من قرض بده برای شمردن لحظه های نبودنت ...... کم آورده ام!...

mob
mob

خراب عشق آباد ی ندارد ، بد و نیک و غم و شادی ندارد ....

الهه
الهه

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.

soosi
soosi

توی ِ باغ با یه دوربین... دونه دونه از درختا فیلم میگیره... از آسمون.... خودشو گم کرده.... لرزش ِ دستش خیلی زیاده... این همه سر در گمی برای ِ چیه؟ و همه ی این ها "بیاد دیروزی که چه زود گذشت" بود!!!

....
....

ممنون! همین پیش پای تو گوه خوردم!!

....
....

بهار را بالای سرت کوک می کنی و می خابی

پسرک
پسرک

آن اوایل تنهایی برایم کابوس نبود .. اما از وقتی تورا دیده ام کابوس هر شب من تنهائیست ..

پسرک
پسرک

می شود یه عکس پانورما از زیبائی هایت به من بدهی ؟!

پسرک
پسرک

من از این زخمِ کاری رها نمیشوم .. یعنی دلم نمی خواهد که رها شوم ...

mahtab
mahtab

من مسلمان, به امید دیدنت در کلیسا شمع روشن می‌کنم. همین را می‌خواستی؟ لازم نيست مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازه‌ی هر دومان دوست دارم...(عباس معروفی)