دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اس ام اس های خواندنی خود را به اشتراک بگذراید ...

جزئیات گروه

شناسه 74
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع موبایل و دانلود
ارسال 948 پست
عضو 447 کاربر
طرفدار 10 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 51
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 328
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 108

کاربران گروه

(441 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

SMS - اس ام اس
شناسه‌: 74 · موبایل و دانلود
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران
باران

ازش پرسیدم چقدر دوستم داری ؟ گفت : به اندازه شکوفه بهاری و چه راست می گقت ، چون شکوفه های بهاری مهمون دو روزه بودن .

باران
باران

گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را

باران
باران

آرزوی من این است : نتراود اشک بر روی چشمانت مگر از شوق زیاد . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی. عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو ازخویش رها می گردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد

باران
باران

اگه تو زندگیت یکی از سیمهای سازت پاره شد آهنگ زندگیتو جوری ادامه بده که هیچکس نفهمه به تو چی گذشت حتی اونیکه سیمو پاره کرد . . .

Hosein
Hosein

اگر نميتواني بالا بري پس سيب باش تا با افتادنت انديشه اي بالا رود

Hosein
Hosein

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است

باران
باران

در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی،تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی،گوهر خود را نرن بر سنگ هر ناقابلی،صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود

باران
باران

در کوچه های عشق دنبال تو می گشتم / حقیقت شب بود ترسیدم و برگشتم!

باران
باران

توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته: ۱- همسر ۲- هندوانه

باران
باران

میدونی بنی‌آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!

باران
باران

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.

باران
باران

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

باران
باران

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری

باران
باران

کاش تو چایی بودی و من قندون، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی

باران
باران

چندی ست که بیمار وفایت شده ام …… در بستر غم چشم به راهت شده ام …… این را تو بدان اگر بمیرم روزی …… مسئول تویی که من فدایت شده ام