..::بانو پلنگ::..
ﮔﺎﻫﯽ"ﺳﮑﻮﺕ"ﻋﻼﻣﺖ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ.... ﺷـــــﺎﯾــــﺪ ﮐـــــــﺴﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻔﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﭘـﺸﺖ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﯾـﮏ ﺑـﻐـﺾ ..
..::بانو پلنگ::..
معلوم ِ .. بهش احساس پیدا کردی .. معلوم ِ ..
..::بانو پلنگ::..
چقدر خسته ام از مرور این همه خواب، تحمل این همه اندوه، دلم می خواهد پایانِ همه ی جمله های جهان یک علامت تعجب بگذارم و خودم را خلاص کنم!
..::بانو پلنگ::..
الان تو موقعیَتیَم که نمیتونم خودم بنویسم .. با کپی های اینور اونوری خودم ُ آروم میکنم ..
..::بانو پلنگ::..
آدمها می آیند خودشان را نشان میدهند، اصرار میکنند ! برای اثبات بودنشان و ماندنشان.. اصرار میکنند که تو نیز باشی همراهشان ! همان آدمها ، وقتی که پذیرفتی بودنشان را وقتی که باورشان کردی ، به سادگی میروند و تو میمانی با باوری که...
..::بانو پلنگ::..
خیلی ، خیلی ، خیلی .. خیلی خسته ام از خیلی چیزهــــا ..
..::بانو پلنگ::..
وقتایی که ازم کم خبر میگیری میبینم که از بقیه بیشتر از من خبر داری ، و از این ناراحت میشم .. دلیلش این نیست که حسودی میکنم ! یا اینکه چرا با بقیه حرف میزنی ! دلیل ِ ناراحتیم فقط این ِ که چرا .. چرا بیشتر از اینکه از من خبر داشته باشی ، از احوال ِ بقیه باخبری .. چرا وقتی در روز به 10 نفر زنگ میزنی یا اس میزنی ، چرا یه بارش ُ به منم زنگ نمیزنی ببینی درچه حالم .. همیشه همه چی ُ که نباید گفت !!! این حسودی ِ ؟!
..::بانو پلنگ::..
من خیلی حسودم ! وقتی حرف ِ تو میشود ..
..::بانو پلنگ::..
من خیلی ، خیلی ، خیلی .. ملاحظه ی دیگران ُ میکنم ! شاید زیادی !