mohammad
نازنینا من به ناز تو جوانی داده ام
mohammad
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست...
mohammad
به نظر شما کدوم دوره زیباتر شعر گفتند؟ //////حافظ: تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت. جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانـــه بسوخت/ فروغ فرخزاد: ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه از عطر توام سنگین شده /سهراب سپهری: دوست را زیر باران باید برد. عشق را زیر باران باید جست/ ترانه امروزی: دوست دختر من نازه، قلبش پر احساسه، عاشقش شدم تازه/ بچه ژیگولای امروزی: دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت ///////////////////خدا از این به بعد رو به خیر کنه
mohammad
شماره ناشناس ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ -بله ،شما؟ -من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم . ——- شماره ناشناس بعدی : -دوست پسر داری؟ -نه نه اصلا -من دوست پسرتم ……واقعا که … -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! - خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو….
mohammad
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید ! به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد . همه گفتند : تله موش مشکل توست به ما ریطی ندارد ! ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید ! از مرغ برایش سوپ درست کردند ! گوسفند را برای عبادت کننده گان سربریدند ! گاو را برای مراسم ترحیم کشتند ! و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد !!!
mohammad
اگه نامیدیم اگه از زندگی لذت نمی بریم اگه درزندگی ارامش نداریم لاقل بعد مرگ که ارمش پیدا میکنم پس واسه ارامش پس از مرگ هم که شده زندگی میکنیم
mohammad
بچه که بودیم، هرکی ما رو میدید لپ هامون رو می کشید. میگفت عروس / داماد من میشی خوشگله؟ حالا که بزرگ شدیم و به شما نیاز داریم. کجا هستین پس؟!
mohammad
بروسلی رو کشتن، تختی رو کشتن، داداشی رو کشتن، ولی تا حالا دیدی یه معتاد رو بکشن؟ نتیجه اخلاقی: ورزش بیشتر از اعتیاد برای سلامتی ضرر داره!
mohammad
نصفه شب از خواب پریدم ..... یه "دو هزار پا" داشت روی سینم به صورت کاملا پریودیک با فرکانس ثابتی حرکت میکرد ، من و میگی .....!!!! بلللللللند شدم رو هوا با یه حرکت فیلیپینی همینجور که داشتم دور خودم می پیچیدمو به لباسام چنگ مینداختم در اتاقو وا کردم پریدم تو هال ، ( یعنی تو اون لحظه اگه لینچان و جت لی و جکی چان با هم میریختن سرم ، ازم کتک میخوردن ، اصن کنترلمو کاملا از دست داده بودم ) . یه هاله ی ضعیفی از نور تو یه قسمتی از هال افتاده بود ، مثه یوز پلنگ خودمو رسوندم اونجا دیدم یه چیزی چسبیده به شلوارم ، مارو میگییییییی؟؟؟ با تمام قدرت با کف دست با پشت دست با مشت با آرنج همینجوری داشتم میکوبیدم به پام ، حالا منه بد بخت هم دستم درد گرفته بود هم پام ، ازون طرفم داشتم زهره ترک میشدم ، فکر میکردم این پاهاش گیر کرده تو شلوارم واسه همین کنده نمیشه ، آقا دورخیز کردم با پا رفتم تو دیوار تا له بشه ، دو سه تا غلتم روی زمین زدم تا کاملا پرس بشه ، یعنی حرکاتی کردم که یه گونگ فو کار حرفه ای از انجامش عاجزه ، بعد از اینکه خودمو آش و لاش کردمو دهن دستو پام سرویس شد پریدم چراغو روشن کردم که دیدم......
mohammad
باور کنید اگر نرم ترین کاناپه های دنیا در سمت راست اتاق و مجلل ترین مبل های جهان در سمت چپ اتاق باشد ... .. .. .. بالشت میندازم وسط اتاق و دراز می کشم تلویزیون می بینم
mohammad
مردی در حال عبور از خیابان کودکی را مشغول جابجایی بسته ای دید که از خود کودک بزرگتر بود،به نزدیکش رفت و گفت:عزیزم بگذار تا کمکت کنم وقتی خواست بسته را بردارد دید که حتی حملش برای او مشکل است چه برسد به این بچه از کودک پرسید چرا این بسته را حمل می کند؟ کودک گفت که پدرش از او خواسته. مرد پرسید:چرا پدرت خودش این کار را انجام نداد؟مگر نمی دانست که حمل این بسته برایت چقدر سخت است؟ کودک جواب داد:اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت: خانم بالاخره یه خری پیدا میشه به این بچه کمک کنه!
mohammad
بـــرای شــــــادی
آقــامــون امــام زمــان صلـوات بفـرستـیـد.