parham
وقتی زمان ، از زمانه عقب بیافتد کودکی ام از من پیر تر می شود شراب ، معنای ناب را با ناز عوض می کند سیگار هم از دود سبقت می گیرد.
parham
من نمی دانم چیست... « آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟؟ » .............. و مرا می شکند ، می سوزد. ....... و چنین زود به هم می ریزد
parham
یادته کنار دریا روی ماسه های ساحل...
parham
قصه های مادر بزرگ چه زود به واقعیت پیوست،همان جایی که میگفت یکی بود، یکی نبود
parham
چقدر خوبه کسی هست که وقتی بهش فکر می کنی اونقدر گرم میشی که یادت میره هوا چقدر سرده ...
parham
مثل هوای سرد زمستانی،رفتنت تمام زندگیمو یخ کرد.