parnian
جای دوری نرفته ام ... جای دوری نمی روم ! می روم کمی باران را با دلم یا دلم را با باران یکی کنم ...!
سید قاسم
تجسم کن کنارت باشد... شب...قبل از خواب... نگاهش کنی تا مطمئن شوی که هست که می ماند... صبح که بیدار می شوی،هنوزم هست! که خواب نیست که حقیقت دارد بودنش فکرش را بکن... نگرانیت را بفهمد،نگاهت کند،ببوسدت،نزدیکتر شود، طوری که نفسش صورتت را گرم کند،بگوید: بخواب عزیزم،کنارت هستم... واین یعنی زندگی... خودِخودِ زندگیــــ.
مجیــد
همیشه منتظرت هستم خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است لولای شکسته در را عوض میکنم انگار کسی در میزند در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای می گویم: مهربانم خوش آمدی ولی تو نیستی پشت در تنهاییست در را می بندم و...