سید قاسم
نرگس ها دیگر روی زرد ندارند، شقایق ها دیگر داغ به سینه ندارند و کبوترها، مقیم خانه تو می شوند...آن روز که تو ییایی، روز است و دیگر شب نیست...آن روز که تو بیایی، بهار است و زمستان نیست...آن روز که تو بیایی جمعه است #«اللهم عجل لولیک الفرج»
سید قاسم
آنگاه که تو بیایی، دست های آسمان هم در پی یاری تو قنوت می کنند...کوه ها کمر خود را برای کمک به تو محکم می کنند،چشم های دریا برای دیدنت باز می شوند،سروها برای بوسیدنت قدقامت می کنند....
سید قاسم
اما آن جمعه که بیایی، ابرهای متراکم و تاریک را از دلها می زدایی....و چشم هایی را که حسرت زیارت آفتاب دارند را به نوازش نور و مهربانی می خوانی.
سید قاسم
همه می گویند غروب جمعه دلگیر است، اما نمی گویید چرا؟...جمعه هم از پی نیامدنت داغ سکوت بر لب می زند و تا جمعه ای دیگر خاموش می ماند.
سید قاسم
گاهی وقتها فکر می کنم آیا زنده می مانم تا ظهور پرحضورت را درک نمایم و یا اگر از این دیار کوچ کردم، // آنگاه که تو بیایی آیا من از خاک برمی خیزم و در رکابت غلامی می کنم؟
سید قاسم
اشک فراق از دیدگانم می چکد. زیرا جمعه ای دیگر رسیده است // و مرغ دلم به هوای کوی تو، هوایی شده است
سید قاسم
ای نور دیده من! ای مولا و سرور من! // ای قامت رعنای عدالت و ای عزیزترین!
سید قاسم
بعضی وقتا شنیدن یه " بگو ببینم چه مرگته " از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای "عزیزم چی شده" بیشتر میچسبه....!
سید قاسم
یکی از دوراهیهای زندگی وقتی است که نمیدانید در شیشهای مقابلتان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»!
سید قاسم
هرکی آش دوست داره بیاد خونه ما...
سید قاسم
کم سرمایه ای نیست داشتن آدمهایی که حالت را بپرسند ، از آن بهتر داشتنِ آدمهایی است که بتوانی در جواب احوال پرسیهایشان بگویی : “خوب نیستم . . . “