سید قاسم
شمع طربم، ولی چو بنشستم، هیچ // من جام جمم، ولی چو بشكستم، هیچ
سید قاسم
تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است // دل سودا زده از غصه دو نیم افتاده است
سید قاسم
نی قصه ی آن شمع چه گل بتوان گفت //نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
سید قاسم
ای کاش قانون همه دوستی ها این بود:یا رفاقت تعطیل... یا جدایی هرگز!
سید قاسم
از درس علوم جمله بگریزی به // واندر سر زلف دلبر آویزی به
سید قاسم
دنبال کسی نباش که باهاش زندگی کنی دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی
سید قاسم
من در عجبم ز می فروشان، كایشان // زین به كه فروشند چه خواهند خرید؟
سید قاسم
پدردستشو گذاشت رو شونه پسرش و ازش پرسید:توقویتری یا من؟پسر گفت:من
سید قاسم
از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
سید قاسم
یه دوست پسر هم نداریم شب بریم پارتی!
سید قاسم
راه جدید عبور از ف ی ل ت رینگ ... یه کم حجمش زیاده اما می ارزه دانلودش کنی ف ی ل ت ر شکنش حرف نداره ...