QQ....BanG BanG
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش میسپارم به تو از چشم حسود چمنش ... ایول حافظ و شعرای بی نظیرش
QQ....BanG BanG
غریبه بود...اشناشد...عادت شد...عشق شد...هستی شد...
روزگار شد...خسته شد...بی وفا شد...دورشد... بیگانه شد...
QQ....BanG BanG
زندگی کوتاه است, حیف است با نفرت به دیگران تلف شود...
QQ....BanG BanG
کنج اتاقم با سکوتم تنها نشستم و پلک هام و بستم فرقی نداره روزگار واسم از دست آدم هاش خسته خستم هر کی یه جوری دست رو دلم میذاره هر کی یه جوری میره تنهام میذاره دلم تنگ شده خوبی ها کم شده هر کی یه جوری گریه ام و در میاره غم تو دلم دیگه نمیخوام بمونه دل میخوام عاشقونه واسم بخونه توی تاریکی آسمون قلبم ستاره چشمک بزنه و بمونه خسته ام از آدمک های دو رو برم وقتی تو تنهایی هام جام میذارن وقت احتیاجه به دستهاشون میرن و من و تنهام میذارن
QQ....BanG BanG
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی... گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود... گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید
QQ....BanG BanG
خداوندا پرسشی دارم رها كن آسمان ها را ، بیا این جا قضاوت كن ببینم در زمین یك مرد پیدا می كنــی یا نه ؟! تو هم مثل همه ، امروز و فردا می كنی یا نه ؟! بندگانت را از ننگ آدم بودن و بیهــــوده فــرسودن ، مبـــرّا می كنی یا نه ؟! برای آخرین پرسش قیامت را بگو ، مـــــــــردانه ، برپا می كنی یا نه ؟؟!!
QQ....BanG BanG
*یه دوست معمولی هرگز گریه تو رو ندیده *یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه* * * *یه دوست معمولی ازت می خواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی* *یه دوست واقعی می خواد مشکلاتت رو حل کنه* * * *یه دوست معمولی وقتی بینتون بحثی می شه دوستی رو تموم شده می دونه* *یه دوست واقعی بعد از یه دعوا هم بهت زنگ می زنه* * *یه دوست معمولی این حرف های منو می خونه و فراموش می کنه* *یه دوست واقعی اونو واسه همه و دوباره واسه خودم می فرسته
QQ....BanG BanG
جه آسان لحظه ها را به كام هم تلخ ميكنيم و جه ارزان به اخمى ميفروشيم لذت با هم بودن را... جه زود دير ميشود و نميدانيم كه فردا وقتى بيايد شايد ما نب