parisa
بگو با من چه کردی مهربانم/ که ابری شد تمام آسمانم/ بیا آتش بزن خاکسترم کن/ بدون تو نمیخواهم بمانم!
parisa
وقتی به جای " بمان" ميگویی " هر طور راحتی" بوی خیانت ميدی!!!
parisa
یک قانونی هست که میگه همیشه اونی که تو خیالته بیخیالته!!!
parisa
یک دوست پسرم نداریم عاشقی بزنه به سرش با آئودی بیاد وسط سفره عقد بگه این عقد باطله این دختره عشق منه!!!!!!
parisa
دلم یک دوست پسر میخواد؛ از ته دلش عاشق باشه، بعد بخوام اذیتش کنم، بهش بگم دوستش ندارم، بعد اونم اشک تو چشماش جمع بشه، بعد بهش بخندم بگم شوخی کردم!! وسط اتوبان بزنه کنار وایسه کنار خیابون داد بزنه خدایااااا مرسی!!!!!!!!!!! دیدی دوستم داره!!؟
parisa
خوابم یا بیدارم؟ تو بامنی با من.../ همراه و همسایه نزدیک تر از پیرهن/ باور کنم یا نه هرم نفس هاتو/ ایثار تن سوز نجیب دستاتو/ خوابم یا بیدارم لمس تنت خواب نیست/ این روشنی از توست بگو از آفتاب نیست/ بگو که بیدارم بگو که رویا نیست/ بگو که بعد از این جدایی با ما نیست/ اگه این خوابه تا ابد بذار بخوابم/ بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم/ بذار اون پرنده باشم که با تن زخمی اسیره/ عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره/ خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب/ آغوشتو وا کن قلب منو دریاب/ برای خواب من ای بهترین تعبیر/ با من مدارا کن ای عشق دامن گیر/ من بی تو اندوه سرد زمستونم/ پرندهای زخمی اسیر بارونم/ ای مثل من عاشق همتای من محبوب/ بمون، بمون با من ای بهترین ای خوب
parisa
باز باران بیترانه/ گریههایم عاشقانه/ میخورد بر بام قلبم/ باورت شاید نباشد/ گم شدن در خاطراتت/ ميزند سیلی به رویم/ یاد ایام تو داشتن/ مرده است در قلب و روحم/ فکر آنکه با تو بودم/ با تو بودم شاد بودم/ توی آن دشت نگاهت/ می زند آتش به جانم!
parisa
زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟” مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا ...برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.” روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!
این #پست.....





13 سال و 27 روز و 18 ساعت و 52 دقيقه قبلفک کنم بهترین پست دنبالر از نظر من همین باشه.
خیییییلی باهاش خاطره دارم... خیییییلی...
چیزای #نگفتنی...
@رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀


13 سال و 27 روز و 18 ساعت و 48 دقيقه قبلسلام#رزی
اینو بازنشر کن
@نــازی SG
الیزا
13 سال و 27 روز و 16 ساعت و 13 دقيقه قبلممنون #رزی



13 سال و 26 روز و 16 ساعت و 55 دقيقه قبل
13 سال و 26 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل