دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

parisa

اگه بگم داستان مینویسم میگن بچه ی 17 ساله رو چه به این کارا من از همین تریبون اعلام میکنم، جای کوت... درباره »
parisa
زن - مجرد
امتیاز: 1987

دنبال‌شدگان

(218 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(397 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

parisa
parisa

بگو با من چه کردی مهربانم/ که ابری شد تمام آسمانم/ بیا آتش بزن خاکسترم کن/ بدون تو نمی‌خواهم بمانم!

parisa
parisa

بخدا دم مادراي ايراني گرم، كه تو اين شرايط داغونه تحريم عشقي و مملكتي با ترشي هاي فصليشون اشتهاي ما رو سرجاش آوردن.. دهن همه آب افتادا "همه جا اين مادر به دادت ميرسه"@garfield

parisa
parisa

من از وقتی که ذات خراب بضی از آقابون رو شناختم، حاضرم به زنگ اول مدرسه نرسم، اما سوار اتوبوسی که توش پر از مرده یا صندلی های قسمت خانوما پره نشم!!!

parisa
parisa

ببنید، الان دارم خیلی به صورت جدی با کسایی حرف می‌زنم که انتظارات بیجا از دوستان دنبالری تون دارید، وقتی که حرفی اینجا زده نمیشه، کسی از روی تصویر پروفایلتون نمی‌فهمه که ناراحت یا دلخورید، پس نباید انتظار داشته باشید که همه به کمکتون بیان، در ضمن، در مورد خودم دارم می‌گم، اگه به کسی کمک می‌کنم، دوست ندارم بهم بگه که دارم شعار می‌دم یا تمام کارام الکیه!!! قدر این دوستاتون رو بدونید حداقل!‌ خیلی ناراحت شدم از دست یک نفر که خودشم می‌دونه! امیدوارم خودشم متوجه شده باشه!!!

parisa
parisa

بازم بگین انگلیسی آسونه! سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛ کدام جادوگر به کدام ساعت سواچ نگاه میکند . . . . . حالا به انگلیسی ترجمه کن . . . . . Three witches watch three Swatch watches ; Which witch watch which Swatch watch?

parisa
parisa

با تمام مداد رنگی‌های دنیا، به هر زبانی که می‌دانی یا نمی‌دانی دور از هر گونه تشبیه و استعاره‌ و ایهام، برایت می‌نویسم دوستت دارم، ای خاص ترین مخاطب خاص دنیا!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
parisa
parisa

من الان ناراحتم!!! مگه من چه گناهی کردم که لغو لایکم کردین؟؟؟!!!! اصن من میرم یکی دو هفته نمیام تا قدر منو بدونید!!!!

parisa
parisa

من يه متولد مـاه ♥♥♥ خرداد ♥♥♥ هستم... از بـــدتــرين شرايط بهتـــرين شــرايطو مي ســـازم... وعشق ورزیدن تو ذاتمه .... به سلامتیه خودمون خــــــــــاصــــــــــیــــــم دیگه، خـــــــــــــــــــــاصـــــــــــــــــــ

parisa
parisa

چه دمدمی مزاج شده احساسم گاهی آرامم گاهی بارانی پس این بود تغییرپذیر می نامیدند ، من خردادی را چه بی ثباتم در این روزهای پاییزی .... کاش آرام آرام ، نم نم ، می فهمیدی مرا امان از این بوی پاییز و آسمان ابری... دلم برای تو تنگ میشود و روزم این گونه،قشنگ می شود!!!

parisa
parisa

رفتار عاشقـــــانه ي زن را بايــد از دلتنگـــــــــــــــيش فهميد از شـــوقُ بي تابيـــــش براي ديدار از حس کودکانــــه اش براي آغــــــــوش! از خجالتش براي بوســــه گرفتن! زن بــــــي دليل بهانه نميگيرد شايد بهانه ي نداشتن دستانِ گرمـــي را دارد که دستانش را بگيرد ...!

parisa
parisa

وقتی که بعضی از مامیخوایم کسی رو ستایش کنیم؛ عجب نقاشیه نکبت… چه دست فرمون داره نامرد... چه صدایی داره کثافت … چه گیتاری میزنه ناکس… استاده کامپیوتره لامصب… عجب گلی زد بی وجدان… بی شرف کارش خیلی درسته… دوستت دارم وحشتنـــــاک… ========================== وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛ برو شازده…؟ چی میگی بامعرفت …؟ آخه آدم حســـابی…؟ چطوری آی کیو…؟ به به استاد معظــــم…؟ کجایی با مرام…؟ آقای محترم…؟ برو دکتـــر برو…؟ قبول دارين؟ اصن يه وضي

parisa
parisa

امروز مثلاً نشسته بودم تست بزنم! از 20 تا تست، 18 تاشو شک داشتم، 2 تا شو بلد نبودم! اصن یه وضعی! من می دونم، کنکور حتماً قبول می شم!

parisa
parisa

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...».

parisa
parisa

قبل از اینکه بگم خداحافظ یک جریان واقعی براتون بگم، امروز که داشتم از مدرسه بر می گشتم، نشستم توی اتوبوس دیدم روی روکش صندلی با ماژیک نوشته " ویبره و گرما، صندلی لاغری! با اتوبوس مش عباس لاغر شوید!!! " هیچی دیگه دو ساعت تو شوک این جمله بودم! بعد دیدم راست می گه به خدا!!! خداحافظ همگی!

parisa
parisa

گفتم غم تو دارم گفتا گمشو کصافط گفتم که مال من شو گفتا بااین قیافت؟ گفتم زمهر ورزان رسم وفا بیاموز گفتا وفارا ول کن چنده حقوق پایه ت؟ گفتم که پول ندارم اما پراز شعورم گفتا شعور نداری بی پول بی نزاکت گفتم مگر چه کردم گفتا که خواستگاری گفتم مگر که جرم است گفتا بی مایه آری ( چون نمی دونم کیا جنبه اش رو دارن، این جریان خواستگاری یکی از باجنبه های دنبالر از دختر مورد علاقه اش بوده، اونم زده دلشو شکونده! الان حس یک مزاحمو داره! )