parisa
بگو با من چه کردی مهربانم/ که ابری شد تمام آسمانم/ بیا آتش بزن خاکسترم کن/ بدون تو نمیخواهم بمانم!
parisa
خانوما آقایون نظرتون در باره ی عشق چیه؟
parisa
بذارید برسم بعد تلنگر بزنید
parisa
روزی هارون الرشید از بهلول پرسید: بهلول آیا می خواهی که خلیفه باشی و بر همه حکم کنی و همه چیز مال تو باشد؟ بهلول گفت: نه دوست ندارم خلیفه باشم. هارون با تعجب پرسید: برای چه؟ بهلول گفت: به جهت انکه من به چشم خود مرگ سه خلیفه را دیده ام. اما شما که خلیفه ای مرگ دو بهلول را تا به حال ندیده ای!!
parisa
هنوز هم هستند دخترانی که پاک اند، بکر اند، دخترانی که وجودشان مقدس است، دخترانی که بعد از ازدواج با خیال دیگری به خواب نمیروند و دخترانی که در آینده از شیندن نام « مادر » از دهان فرزندانشان خجالت نمیکشند!
parisa
زاهدی گفت: روزی به گورستان رفتم و بهلول را در آنجا دیدم، پرسیدمش: اینجا چه میکنی؟ گفت: با مردمانی همنشینی میکنم که آزارم نميدهند. اگر از عقبی قافل شوم یاد آوریم میکنم و اگر غایب شوم غیبتم نمیکنند!
parisa
آدم اگه اعتقاد داشته باشه که هر کسی لیاقت عشق و احساسش را ندارد، هرگز به خودش اجازه نميده دل به هر بی لیاقتی ببنده! آدمی که از اون مثل عروسک استفاده کنه و بعد او را با یک دل شکسته و دو چشم خیس از اشک تنها بذاره!
parisa
معلم برای سفید بودن برگهی نقاشی ام تنبیهم کرد و « همه » به من خندیدند. اما من خدایی را کشیده بودم که « همه » می گفتند دیدنی نیست!
parisa
روزی بهلول پیش خلیقه هارون الرشید نشسته بود، جمع زیادی از بزرگان خدمت خلیفه بودند. طبق معمول خلیفه هوس کرد سر به سر بهلول بگذارد. در این هنگام صدای شیههی اسبی آمد. خلیفه به مسخره رو به بهلول گفت: برو ببین این اسب چه میگوید. بهلول رفت و برگشت و گفت: اسب میگوید، مرد حسابی حیف تو نیست که با این خر ها نشسته ای؟ برخیز و از مجلس بیرون برو چون که ممکن است خیرت آنها در تو اثر کند. بعد مجلس را ترک کرد.
parisa
عاقل مباش تا غم دیوانگان خوری/ دیوانه باش تا غم تو عاقلان خورند
parisa
دوستی همان کهنه شرابی است که هرچه بیشتر بماند مستی اش بیشتر می شود
parisa
از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم؛ تو را با دیگران دیدم و چیزی نگفتم؛ کلی سفارش کرده بودی من نفهمم؛ این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم!!!
parisa
زندگی باغی است که با عشق باقی است، مشغول دل باش نه دل مشغول، بیشتر غصههای ما از قصه های خیالی ماست، پس بدان که اگر فرهاد باشی، همه چیز شیرین است!!!!!
parisa
کودک فال فروشی را گفتم:چه ميکنی؟ گفت: به کسانی که در دیروز خودشان مانده اند... فردا را میفروشم... تو با امروزت چه میکنی؟
این #پست.....





13 سال و 26 روز و 18 ساعت و 46 دقيقه قبلفک کنم بهترین پست دنبالر از نظر من همین باشه.
خیییییلی باهاش خاطره دارم... خیییییلی...
چیزای #نگفتنی...
@رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀


13 سال و 26 روز و 18 ساعت و 43 دقيقه قبلسلام#رزی
اینو بازنشر کن
@نــازی SG
الیزا
13 سال و 26 روز و 16 ساعت و 7 دقيقه قبلممنون #رزی



13 سال و 25 روز و 16 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 25 روز و 16 ساعت و 38 دقيقه قبل