sami: یه خسیس تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم…افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده…یارو یه نگاه به دستش کرد وگفت: یاحضرت عباس ساعتم……! [لينک]
amirreza02: خوشحالم که بردم چون کسي رو از دست دادم که دوستم نداشت ، . . . . . . . . . خوشحالم که باختي چون کسي رو از دست دادي که دوستت داشت تو روزگار رفته ببين چي سهم ما شد ...[لينک]
hessam: اي کساني که خودشان پسرند ولي با آيدي دخترچت مي کنند، و اي کساني که خودشان دخترند ولي با آيدي پسر چت مي کنند، بدانيد و آگاه باشيد که خداوند شماراعذاب خواهد داد [لينک]
poemse: صدایی امد آیا انگار کسی گفت سهراب قایقت را دگر نمی خواهم می خواهم تا به مقصد به به انتها ی بی پایان با دست های خودم فرق این اب را بشکافم با ان که می دانم دوام نمی اورم بهتر از ان است که قایق سوراخ تو را بنشینم سهراب نیستی قایقت سوراخ شد چه کسانی در همین قایق که نبودند قرق شدند سهراب بیا قایقت را با خودت ببر کاش به دنیا می گفتی باستد [لينک]
sweet: حرفهایم را تعبیر میکنی ، سکوتم را تفسیر ، دیروزم را فراموش ، فردایم را پیشگویی، به نبودنم مشکوکی ، در بودنم مردد ، از هیچ گلایه میسازی ، از همه چیز بهانه .. [لينک]
mirali: چه کسی میگوید که من هیچ ندارم ...؟ من چیزهای با ارزشی دارم ...! حنجره ای برای بغض ... چشمانی برای گریه ... لبهایی برای سکوت ... دستهایی برای خالی ماندن... پاهایی برای نرفتن ... شبهایی بی ستاره ... پنجره ای به سوی کوچه بن بست ... و وجودی بی پاسخ @ [لينک]