porachoo
خموش باش قلب من تا رسیدن صبح هر که صبورانه بامدادان را انتظار کشد سپیده دم اورا عاشقانه در آغوش خواهد کشید
porachoo
هی فلانی/ زندگی شاید همین باشد/ یک فریب ساده کوچک/آن هم از دست عزیزی که تو دنیارا/جز برای او و جز با او نمی خواهی/من گمانم زندگی باید همین باشد...
porachoo
دُچار میشوم گاهی ...... کاری نداشته باش کورکورانه یا با چشمانِ باز ..... مهم این است که حالم خوب است این روزها .....
porachoo
اعتراف میکنم دلـتنگیهایـم رو زیـر دوش حمّــام میبَـرم، بُـغـضـم رو میـان شُـرشُـر آبِ داغ میتـرکـانـم، تا همـه فـکـر کننـد قرمـزیِ چشمـانـم از دم کـردنِ حمّـام است!
porachoo
بازی کلاغ ها روی چمن پارک ... عاشق ها خوشحال دست به دست... لبها می خندند .... و اما نیمکت چوبی همراه من درد ها در دل داریم ......... تنهایی بد دردیست...
porachoo
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻛﺴﯽ ﺭﻭ ﺍﺯﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻛﻪ ﻧﯿﺴﺖ. ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﻗﺘﯿﻪ ﻛﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﯽ ﺧﻮﺑﻪ
porachoo
بیا با هم بجنگیم ، من شکست می خورم و تو پیروز می شوی بعد تو مرا تسخیر کن !
porachoo
نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند