Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
پیکان هزار سو شدم باور کن در عشق سیاه رو شدم باور کن آنگاه که بر گله ی قلبم تو زدی چوپان دروغگو شدم باور کن . . .پـــــــــویـــــا
Pouya
گفتم مادر! ... گفت: جانم گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم اما یک بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...!
Pouya
برگشتنت همان قدر محال است که خیال می کردم ... رفتنت . . .
Pouya
خــوابـــــــم نـــــبـــــرد . . .