Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
در حیرتم از خودم که چرا پاییز عاشقت شدم! . . فصلی که تمام زردی اش از بی اعتمادی ِ برگ به شاخه است .
Pouya
من.. عاشق نيستم..فقط گاهي حرف تو كه ميشود.. دلم مثل اينكه تب كند....گرم و سرد ميشود.. اب ميشود... تنگ ميشود.. اين عشق نيست.. هست ؟؟
Pouya
خوب هم که باشی ، از بس بَدی دیده اند . . . . خوبیهایت را باور نمیکنند. نفرین به شهری که در آن غریبه ها آشناترند...
Pouya
neda@روز زمینی شدنت مبارک
Pouya
آدم ها لالت می کنند... بعد هی می پرسند... چرا حرف نمی زنی؟؟! این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست
Pouya
نمی دانم این نبودن توست که تنهایی ام را رنگ می زند یا گم شدن نیمه ناپیدایم,نمی دانم باران حتی نمی گذارد آشفته بمانم تازه ام می کند تنهایم می گذارد.