Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
انتخابی ندارم ... محکوم شده ام ... در حصار انتظاری طولانی ... حکم آزادی ام توئی .../پ.ع
Pouya
سنگ است که صبوری میداند ... برای آمدنت ... تو بگو ... سنگ باید شوم که صبور باشم ... یا صبر از دست بدهم ... تا سنگ نشوم ؟../پ.ع
Pouya
چشم هایت را بتکان ... تا ببینی ... واژه هایم هجوم آورده اند سوی تو .../پ.ع
Pouya
میگریزی ز دستم ... مثل واژه ها ... در گلویم میماند ... باز ... دوست َت دارم ها .../پ.ع
Pouya
هجای ظریفی دارند ... دستانت ... حرف که میزنند ... هزار ترانه از ذهن خزان زده ام میروید .../پ.ع
Pouya
میچرخانم خودم را ... حول ِ مدار ِ دلتنگی ... زمان ... بی تو چه تهوع آورست .../پ.ع
Pouya
یک بار بیا و ... نفسی با من بخوان ... حدیث ِ هجر ِ عشقی که ... بی تو کشیده ام .../پ.ع
Pouya
چه آشوبیست در دلم ... وقتی ... موهایت را پریشان میکنی ... هزار لانه ساخته اند گنجشکهای دلم ... لا به لای آن .../پ.ع
Pouya
ایمان می آورم ... معـجزه هایت ... شعرهاییست که حجـت ِ عاشق شدن است .../پ.ع
Pouya
حضورت در خیالم ... انگار تو اینجایی ... چشمان ِ من ... محو ِ تماشای ِ نگاهت میشود .../پ.ع
Pouya
روی ِ خاطرات را میبوسم ... و با کاسه ای آب بدرقه ات میکنم ... شاید دیگر برنگردد حتی خاطراتت .../پ.ع