Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
يکی بود يکی نبود زير اين گنبد گردون و کبود يه قصه مثل تموم قصه های نا تموم دنيا بود قصه ای که اولش شروع ميشد با يک نگاه يه طرف نگاه پاک و ديگری پر از گناه يه دلی بود که کسی اونو نبرد به کسی دل نمی بست و از کسی گول نمی خورد اما روزی از روزای روزگار يه روز از روزای آفتابی آفريدگار آدم قصه ی ما نگاهی افتاد تو نگاش يه نفر نشسته بود عاشق و واله سر راش يه نفر که گفت بهش دوسش داره خيلی زياد يه نفر که گفت به جز اون ديگه هيچی نمی خواد يه نفر که توی چشماش پر از اشک بی کسی بود يه نفر که توی حرفاش غم بی هم نفسی بود آدم قصه ی ما،حرفهای اونو شنيد تو يه چشم به هم زدن خودشو آواره ديد ديد که بی اون نفسی توی تنش نيست ديد اميدی واسه زنده موندنش نيست يه روزی قفل زبونشو شکستو يه گناه کرد گفت که من "دوست دارم" اما خيلـــــــــــــــی اشتباه کرد آخه يار بی وفاش که نبود عشق تو صداش گفت مگه جدی گرفتی حرفامو؟ تو به دل گرفتی اون دروغامو؟ ديگه اين کارو نکن،ديگه هيچ دروغی رو باور نکن! عاشق قصه ی ما توی اين لحظه شکست صدای شکستنش تو دل ابرا نشست باورش نمی شد اين
Pouya
تنهايم.... تو تنهاترم مكن، شايد فردايي نباشد كه با هم باشيم....!
Pouya
کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه “حالت چطوره؟” و تو جواب میدی “خوبم!” کسی باشه که محکم بغلت کنه و آروم تو گوشت بگه: “میدونم خوب نیستی…” . . . در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی . . .
Pouya
ز مــــــرگ نـتـرسـیم . . . . . ! از این بتـرسیم کـه وقتـی زنده ایم چـــیزی درون ما بمـیـرد چیزهایی مانند عشق ، احساس ، افکار خوب و .
Pouya
آنقدر نفس میکشم تا تمام شود همه ی آن هوایی که سراغ تو را میگیرد...
Pouya
یه وقتایی دوس داری یه نفر درکت کنه همه درکت میکنن جز اون ی نفر
Pouya
تنهـــــــایی های من دو نفـــــــره است... یـــــــــا با تــــــــو یـــــــا با خیـــــال ِ تــــــــــو.
Pouya
مــــواظـــــب بــــاش مــواظـــب حرف هــــــایت طعنعه هــــایــت رفتـار هـــایــت بتـــــرس از روزی که تنـــها آرزویـت شــــنیـدن صـــــدایم بـاشد روزی که لـــمس دستـــــهایم فقــــط از روی سنگ قبرم ممکن بـــاشد
Pouya
دیگر خاطره ها کفاف تنهایی هایم را نمیدهند بیا ......
Pouya
مرا دید و نشناخت این بود درد ...
Pouya
دلــــــــــم ... با مشت دیگران کـَـکش هم نمیگزد ... امـــــــــــــــــــا ... اخـــمِ تو ... خوردش میکند ... چه رسد به ... قهـــر و نبــودنــت ...!