ناراحت نباش پدر ...... همین " نان حلال " که در می آوری . . . می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ...... این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد ..... که تو داری پدرم ....... دستت را میبوسم که نان حلال بر سر سفره ی با برکتت مبینم ....
#پسری#دختر زیبایی را دید و شیفته اش شد ، چند ساعتی با هم در خیابان قدم زدند ، که یک دفعه یک #بنز گران قیمت جلوی پاشون ترمز زد ، #دختر به #پسر گفت: خوش گذشت اما نمیتوانم به پیاده رفتن ادامه دَهم... سپس نشست تویِ ماشین راننده به او گفت: ببخشید من راننده #آقا هستم لطفاً پیاده شوید .......
مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي. مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش. مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد. به راهش ادامه داد. به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت : بايست ... مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد. بازهم نجات پيدا كرده بود. مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم . مرد فكري كرد و گفت : - راست میگی پس اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کجا بودي ؟؟؟
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 20 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبل