دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

OM!D ( کلاه قرمزی خاندان )

نسلی هستیم که بهترین حرف های زندگیمان رو نگفتیم تایپ کردیم ... درباره »
OM!D ( کلاه قرمزی خاندان )
مرد - مجرد
امتیاز: 7732

دنبال‌شدگان

(952 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(733 کاربر)

گروه‌ها

(108 گروه)

بازدید

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

بر سنگ مزارم بنويسيد: آشفته دلي بود در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود و ز غم هاي جهان گشته فراموش .....

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
68933_133001360188219_870001111_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

وانت چیـــنــی ))

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
14488_361182523976928_619785475_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

افسوس و هزاران بار افسوس... دومین دانش آموز حادثه آتش سوزی در مدرسه شین آباد هم فوت کرد. آمنه (الهام) اسماعیلی، دومین دانش آموز حادثه آتش سوزی در مدرسه شین آباد هم فوت کرد. چرا یک حادثه باید تکرار شود!!! چند کلاس درس و چند مردسه باید در آتش بسوزد تا به این امر رسیدگی شود...

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
563810_132998320188523_1139169680_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

زرافها اینجوری میخوابن شیک و ناز

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

یه داستان غمگین میخوام بگم تا آخرش بخون معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟ فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم ) دخترک چانه لرزانش را جمع کرد... بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت : خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن... اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم... معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد.

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
29580_132644553559886_1274881891_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

نه میخوام لایک کنی نه میخوام به اشتراک بزاری .. فقط میخوام چند لحظه نگاش کنی تویی که هر لحظه ناشکری میکنی .. تویی که تا یه سرما خوردگی میاد سراغت کلی اه ناله میکنی...این صحنه رو ببین .. اُمید به زندگی کردن تو چشماش میبینی؟؟.... ... خدایا شکرت ♥

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
12073_308406675932575_1990398614_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

چراغ افتاد و توی کلاس گـُر گرفت ، آتشی که پوست بچه ها رو مثل گرگ گرفت. . . . . . . هموطن باز هم تسلیت

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
282478_480222145354183_1745515691_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

دردهایی هست که اشک هم براش چاره نیست //// سهم تو از نفت سرزمینت فقط سوختن در آن بود

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

پیرمردی از دور عزرائیل را میبینه از ترس فرار میکنه میره تو یه مهدکودک کنار بچه ها میشینه شروع به بیسکوئیت خوردن میکنه عزرائیل میاد پیشش میگه داری چیکار میکنی؟ میگه: دارم قاقا میخورم عزرائیل میگه: پس قاقاتو بخور تا بریم ددر....!!!

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

شمام بچگی تو دستشویی دور مورچه ها آب می ریختین زندانی شن . . . . . . . . بعد نجاتشون می دادین ک قدر زندگیشون و بهتر بدونن؟

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
297595_253274098134480_1065184004_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

برا همتون همچین خوابی ارزومندم.

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

گفت:دوستت دارم ...... هرچه گشتم مثله تو پیدا نشد ! ...... گفتم:خوب گشتی ؟ ...... گفت:اره ...... گفتم:اگه دوستم داشتی نمیگشتی !

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
38683_486.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

عکس برگزیده با عنوان فقر

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

یه همکلاسی دختر داشتیم، طفلک خیلی ساده بود. یه روز باهاش قرار داشتیم واسه آزمایشگاه دیر رسیدیم. گفت چرا دیر کردین؟ دوستم گفت: سلف بودیم! - ساعت 4 عصر؟! سلف که الان تعطیله! داشتیم دیگا رو می شستیم! - دیگ؟! مگه شما باید بشورین؟! دیدم باور کرده زدم به لودگی: آره! هر ترم قرعه کشی می کنن یه بار تو ترم نوبتت میشه، ما پارتی داشتیم امروز شستیم. بعضیا بدشانسن شب امتحان نوبتشون میشه! آقا این رفت تو فکر... ف رداش دیدم عین ماده پلنگ زخمی اومد طرف ما! نگو بعد ناهار رفته تو آشپزخونه سلف التماس و زاری که بزارن دیگ بشوره! آشپزا فک کردن نذر داره یا خله، گذاشتن بشوره، بعد گفته: بی زحمت اسم منو از قرعه کشی خط بزنین، شب امتحان به من گیر ندین! اونا هاج و واج! قضیه رو گفته آشپزا ترکیدن )) سرآشپز سلف سر این جریان همیشه هوامونو داشت و ته دیگ و گوشت قلمبه میذاشت برامون...

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
481869_132163870274621_751750611_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

بالاخره به چاپ رسید کتاب ........... " شناخت احساسات زنان "

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
483624_568228939860653_1962523415_n.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

خاک برسرم باز جامو خیس کردم