دیروز داشتم به پسر خالم (هفت سالشه) دیکته میگفتم با خودم گفتم بزار یه کم سر به سرش بزارم گفتم بنویس قستنطنیه گف چیییییی؟ گفتم تو کتابت نوشته اگه ننویسی به مامانت میگم کامپیوتر رو جمع کنه طفلک داشت اشکش در میومد!!!!!!
مراحل زندگیه من و ترس از اشخاص: دو سالگی :عباس اقا قصاب چهار سالگی :نمکی شش سالگی :بچه دزد .. پانزده سالگی :تاریکی هفده سالگی :جن بیست وسه سالگی :تموم شدن حجم اینترنت
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 14 روز و 21 ساعت و 10 دقيقه قبل