مکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود …
در مکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند …
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست ، دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود …
در مکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و در همان نماز ساده خویش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم …
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست …
از صدا و سیما خواهش میکنم سری بعدی مناظره از عمو قناد و عمو فیتیله و خاله نرگس به عنوان مجری استفاده کنه. نقاشی هایی هم که ما میفرستیم با اسم خودمون نشون بدن.
پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده ۵۸ هزار تومن پول شدی...... حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟ #مرد می گه: می رم #گواهینامه می گیرم ......... #زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی #اكس می زنه پرت و پلا می گه.......... #بچّشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین #دزدی قاچاق نكنیم؟ ........... یه #صدا از صندوق عقب می یاد: از #مرز رد شدیم یا نه؟ ......
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 16 روز و 4 ساعت و 34 دقيقه قبل