#اسمش را میگذاریم، دوست ِ #مجازی اما آنسو یک آدم #حقیقی نشسته .. خصوصیاتش را که نمیتواند #مخفی کند .. وقتی #دلتنگی-ها و #آشفتگی-هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش .. #نگرانش میشوم #دلتنگش میشوم وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ #دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند #کنار هم نباشیم هرچند #صدای هم را هم نشنیده باشیم من برایش سلامتي و شادي #آرزو دارم ...هرکجا که باشد... مـمنون دوستـان از #خطـابـای زیبـاتون .. ایشـاا... بتونم جبران کُــنم تو شـادیــاتون ..
یکی از #تلخ-ترین لبخندآ اینکه یه #دوستیُ بعد یه مدت میبینی و میگه : " راستی از #فُلانی چه خبر.. ؟ تعریف کن بینم.. " و تو برمیگردی میگی : " #تموم شُد ... " و یه #لبخند هم پیوست میکنی ته #حرفات ..
من #همیشه کسایی رو که دوست داشتمو ، دوست دارم ُ خواهم دوست داشت ..!! و صد البته از اینکه #دوستشون دارم خیلی خوشحالمو پشتشونم هستم حتـی اگه آدم ِ بده من بشم ..!!!/ حالا اونا هرچقدر میخوان ازم متنفر باشن .. یا فک کنن من گناه کارم توی ِ یه سری مسائل ../ لااقـل با خودم صادقم .. #نقابی هم ندارم که کسی ازم بترسه و سعی به پنهون کردنش داشته باشم .. /این پستم فقط برای ِ جواب دادن ِ به #صحبتای اون سری از دوستان ِ که #دایه ی بهتر از مادرشدن برامن و خیلیـای دیگه ..پس توی هرچیزی نباید #دخالت کرد ../ بعد که از چشم افتادین گله نکنین .. /قسم هم روی ِ چیزی که نمیدونی و خبر نداری نخور .. گناه ِ کبیره ست .. : ) / #جرئـت معذرت خواهی کردنو داشته باشیم بخدا چیزه بدی نیست .. وقتی #اشتباه کردی لازم میشه ..
آخرشم اینکه اونایی که فک میکنن من آدم بده ی این داستانم : معذرت میخوام که آدم بده شدم .. ولی شما خودتو بکش کنار بذار آدم خوب ِ تو باشی .. : ) / اینقد جرئـت داشتم که موندمو حرفامو زدم نه که برم و پشتمم نیگا نکنم ..
و من کاری نکردم که کسی خُـرد بشه یا هرچیزی مث ِ این .. دست به یکی هم بلد نیستم که اگه بلد بودم محبوب تر از اینا بودم پیش ِ بقیه .. چون برای ِ هر کسی احـترام قائلـم .. !!بعد از این پستم هر کی خواست ایگنور کنه لغو دنبال بزنه .. /!
زندگی ِ من، وقتی که #دُختر کوچولو بودم، در انتظار بیهوده ی خود ِ زندگی گُذشت. گُمان می کردم که یک روز یک دفعه زندگی #شروع خواهد شد، و خودش را در دسترس من قرار خواهد داد، مثل بالا رفتن پرده ای، یا شروع شدن چشم اندازی... هیچ #خبری از زندگی نمی شُد! خیلی چیزها اتفاق می افتاد، اما زندگی نمی آمد. باید قبول کرد که من هنوز هم همان دختر کوچولو هستم. چون همچنان در انتظار آمدن زندگی هستم ... !
یـه #کِـش اونقدری کِـش میاد که بــضاعتشـه ، بعدش از یـه جائی به #بعد دیگه نمیــتونه ، نه که #نخــواد ؛ نمـیتـونه ، #دَر میـره , میخوره تو چٍـش و چـالتون ..! این جریـان ٍخیلی از آدمـاس ..!! #آدمــآ را بیشتـر از #تـحملشون تحت ِ #فـشار قرار نـدیـد .. !!
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 6 ساعت و 20 دقيقه قبل