رها
حرفی بزن چیزی بگو.../ شعری بخوان .../شاید حسی نگفته مانده .../از ما در میان .../شاید تقصیر منِ یا بازی تقدیر، فرقش چیست؟.دیگر نمی دانم ...! ولی باور کنی یا نه : میشد بمانی. بیش از این ها مهربان شاید ...!!
رها
با هزار تلاش و خاک خوردن ...بالاخره اسباب کشی تموم شد ...!..
رها
من "تو" را به دلم قول دادم... نگذار بدقول شم...!
رها
لحظه های بی تو بودن را در دل شب نجوا می کنم..
رها
خیلی خوابم می یاد! چشام از صبحه هنوزم درد می کنه سوزشش بیشتر هم شده تازه! خیلی قرمز شده!..
رها
همیشه در حالی که... یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده! یه عالمه اشک توی چشماته! یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده.. فقط باید معذرت خواهی کنی ..همین
رها
آلزایمر درد نیست ، واسه بعضیا درمونه ..
رها
وای … وای . . . / . . . از اون اشک روی گونه هات ...
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 10 ساعت و 48 دقيقه قبل