رها
فصل کہ رختــــ عوض مےکند دوبارهـ عاشقتــــ مے شوم گیرم زمســــتان باشـــد و من آهستہ روے پیادهــ روے یخزدهــ راهــ بروم عشق تــــو همین شال پشمے استـــــ کہ نفســــم را گــرم مے کند /...باشی یا نباشی...کارِمن همین است
رها
ما ـهمه دُچار یك تَـنهایے مرموزیـم كـه روے دیوارـهایمـان طـرحِ شكستـه ے یـك خانـه ، با دودكش پُردود میكشیــم و پشت پنجرهـ مان ، همیشـه كسے منتظـر است و همیشـه كسے ـهست كـه هرگز نمے آید ...نمیخواهد که بیاید...
رها
مے دانمـ ... سکــوتت فقطـ بـه خاطـرِمـن است کـه سکـوت استــــ (!) خستـه امـ ... از عشق همــ خسته .../. ڪاش ... کمـﮯ آرزویـت بـودم .
رها
تجربه داشتی طرف یه اس احساسی٬یه شعری٬یه حرفی٬یه پستی میذاره .... تو میای میخونی و به خودت میگیری.... تا مدت هام فکر میکنی واسه تو نوشته و ... بعدها یا خودش میگه یا بدتر از اون تو یه گاف میدی که آره فلانی خیلی ممنون که واسم نوشتی وووو... بعد میفهمی .... ای دل غافل.... اصلا این نوشته مال تو نبود...
رها
مردمان امام غائب را عاشق اند نه امام حاضر را... می دانی چرا؟! امام غائب را هرگونه بخواهند تفسیر می کنند.... اما.... امام حاضر را باید فرمان ببرند....
رها
باور کن روزی هزار بار میمیره کسی که فک میکنه برا کسی مهم نیست ...
رها
شـَــبـــهـــا زیـــ ـرِدوشـِ آبــِ ســــَـــــــــــرد رهــــــــــا میکـــنـم بـغـــــض زخـــــمـهــــایــم را در حالی که هــــمــــــــــه میگویند: خـــ ـوش به حـــالــَــش ... چه زود فـَـــــــــرامــــــوش کــَـرد..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 16 ساعت و 41 دقيقه قبل