رها
نه تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند ... صحبت از فراموشی نیست صحبت از لیاقت است !
رها
نه نمی دانی... هیچکس نمی داند...! پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد...! نمی دانی...! کسی نمی داند.....! این آرامش ظاهــــــر و این دل نـــــــا آرام...! چقدر خسته ام میکند.خسته از نبودن هایت....کاش بودی
رها
امروز شوق فردا را داریم و حسرت دیروز را اما امروز از فردا و دیروز زیباتر است. دوستت دارم و دوستم بدار شاید فردایی نباشد
رها
گاهی دلم میخواد یکی اَزم اجازه بخواد کِه بیاد تو تـنـهـاییـم و مـن اجازه نـدم و اون بی تـفـاوت به مخـالفتـم بیاد تــو ... و آروم بَغَلَم کـنـه و بگـه مـگـه مــن مُــردم کــه تــنــهــا بمونی
رها
میخواهمت چنان که شب خسته ، خواب را می جویمت چنان که لب تشنه ، آب را حتی اگر نباشی ، می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان ، سراب را!!!
رها
در بیکران عشق تو هنوز یک جزیره هست ویک مسافر غریب به ساحل تو خیره هست دلش شکسته بی صدا هوای گریه داردو.. درآسمان چشم او چه قدر ابر تیره هست...
رها
نگاهم کرد , پنداشتم دوستم دارد نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم نگاهم کرد دل به او بستم ... نگاهم کرد ...اما بعدها فهمیدم فقط نگاهم میکرد
رها
سهم ِ تـو از من هرچه بود ؛ سـپـردی اش بـه بـاد ! سهم ِ من از تــو هر چـه بـود ؛ هـســت ؛ به همان طراوت و گرمای ِ آغازین ! عـزیـز می دارمـش تا آخرین نـبـض ِ بـودن تا لحـظـه ی سـپــردن بـه خــاک ...
رها
حس مزخرف این روزای من با تو___عشق___
رها
هر کی فکر میکنه من بدبختم لایک کنه....یه پست دیدم از یه مخاطب خاص....حالمو بد جور گرفته...رسمش این نیست
رها
نهایم اما نه اینگونه در تنهایی خود مینشینم و به خاطرات فکر میکنم به دوستان به لبخندها به تمام چیزها که بود و اکنون نیست چه زود دیر میشود چه زود همه چیز خاطره میشود
رها
از من نپرس ، که مثل تو ، پر از سوالم ، بی جواب ! نمی دونـم حـقیـقـتـه ! یا گُـم شــدم توُ شهـر خواب وقتی شـبـیـه سـایـه ها ، وابــسـتـه و بی هـدفـیـم ! فقط به اسـم زنـدگـی ! برای مُردن ... تـوُ صفیـم !
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 10 ساعت و 44 دقيقه قبل