همیشه #موهای ِ کوتاه دوست داشتم ؛ برعکس #بابام نه ؛ همیشه تو #خونه دعوا بود که چرا #دخدر باید موهاش کوتاه باشه با #اجازه-ی کی رفتی کوتاهشون کردی ..!؟ / من که اصن به روی ِ خودمم نمیاوردم .. / تا #دیروز که بر حسب ِ اتفاق رفتم پایین ِ پای ِ بابام که روی ِ مبل بود نشستم و محو ِ فیلم دیدن شدم ؛یهو دیدم شروع کرده به #بافتن ِموهام ! گفتم بهش من که موهام اونقد بلند نیست که داری میبافیشون خوب نمیشه ..!! /یه جوابی داد که واسه چند #دقیقه خشکم زده بود .. گف : حرف نزن #تو ساکت بشین بذار توی ِ #دُنیای خودم باشم .. تو از دُنیای #باباها چیزی نمیدونـی .. !
یادم ِ یه زمانی اینقد از #گوشیم استفاده میکردم!! / #زنگ میزدم ؛ #sms میدادم و #عکسای ِ شخصیمو مرور میکردم که دیگه #اخطار ِ low battery میداد ..! / ولی حالا #تنها فایده ای که برام داره نقش ِ #موزیک-پلیـر ِ ..! .. از موقعی که سرمو میذارم که بخوابم #پِـلی میشه ..تا خود ِ #صُبح ..
بُغضم شکست ..
13 سال و 1 ماه و 26 روز و 12 ساعت و 1 دقيقه قبل