raha
دوستیهای واقعی مثل صبح میمونن نمیشه تمام روز داشتشون ولی مطمنی که روز بعد، هفته بعد، ماه بعد، سال بعد......... و تا ابد هستند!
raha
شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود نه که معشوقه نداشت نه که سر گشته نبود سالها بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود.....!
raha
لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ,نه تو می آیی, نه او گرم می ماند ,چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ????
raha
از خوب ها بیشتر میترسم...! آخر..! یک روز تو خوب ِ من بودی ...!
raha
برای خودت زندگی کن... کسی که تو را دوست داشته باشد با تو می ماند... برای داشتنت می جنگد... اما اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای میرود...!!!
raha
چقدر سرد است! وقتی... می خواهمت و نیستی ... . . . !
raha
دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تَنِش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد مثلا آغوش تو !
raha
گفتی : نفرین میکنی ؟ گفتم : نه ، اما از خدا میخوام هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . . .
raha
صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی ! .
raha
در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !