Rahil
سلین،حالت خوفه؟(اینم یه سلام به شیوه ی کلاه قرمزی که من خیلی دوسش دارم...)
Rahil
همه فکر میکنن که زندان یعنی،یه چهاردیواری که میله های عمودی داره،اما بنظرمن زندان یعنی که حرفات روبخوری،احساسات رو نتونی بیان کنی،زندان یعنی تو اوج شلوغی تنها باشی،یعنی گوشی برای حرفات نباشه،یعنی اونی که عاشقشی دیگه وقتی برات نداره ،شونه ای برای دلتنگیات نداره،که موقع دلتنگی سرت رو بذاری رو شونه هاش و از دلتنگیات براش بگی !زندان یعنی دیگه احساساتت برای کسی ارزش نداره!زندان یعنی تهیت کنن ازهمه چی،حتی ازحس زندگی!عجب زندانی دارن آدمهای تنها...
Rahil
یه چند وقتیه که احساس تهی بودن میکنم!انگار که کل زندگیم خلاصه شده تویه روند تکراری...چرا؟الآن که به گذشتم فکر میکنم میبینم قبلا هرچقدرم برام سختی داشت ولی احساس زنده بودن رو داشتم،ولی حالا چی؟یه آدم خسته ازهمه چی،حتی نفس کشیدن...
tahoora
توکه جای زانوهام نیستی بفهمی حالمو..............
طهورایی،بچه پررو توکه میدونی حرف زدن من همینطوریه!بعدشم بهله برادرمون رو بجا آوردم.
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 56 دقيقه قبلآخه یکی از دوستام هم میخونه... من نمی گم سخته! آخه منم می خوام برم مهندسی پزشکی....
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 53 دقيقه قبلراحته خیلی واحد عملی داره اسمش سخته
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 51 دقيقه قبلمرسی...
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 46 دقيقه قبل

13 سال و 11 ماه و 9 روز و 14 ساعت و 45 دقيقه قبل