دخترک خسته
کوله ام را بده ؛ میخواهم بروم! دیگر تاب این روزگار را ندارم...
دخترک خسته
بوی پاییز میاد ؛ بوی تولدم ؛ بوی مسافرت یه روزمون ؛ بوی دریا بوی جنگل های عباس آباد ! بوی شکستنم؛ داره بوی تنهاییم میاد...
دخترک خسته
باشنیدن بعضی کلمات نابود میشی ؛ فقطم یه جمله تو ذهنت میاد؛ خود کرده را تدبیر نیست...
دخترک خسته
روزی خواهم رفت ؛ دیر نیست این روز ؛ بر مرازم گذر نکن! تنم میلرزد از عشقی که مرا زیر خاک آورد...
دخترک خسته
شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود پیلش / که یک لحظه بیاسایم زدنیا و زر و زورش...
دخترک خسته
وقتی زیر دوش حمام گریه میکنی
دخترک خسته
بزن به افتخار خودم که عاشقی و به سرحدش رسوندم ولی فقط جفاش ک دیدم ؛ بزن به افتخار اون که این همه دلدادگی و دید گفت بذار ببینم چی میشه...