دخترک خسته
حافظ هم.مرا به بازی گرفته ؛ وعده بازگشت کدام یوسف گمگشته را میدهی خواجه؟! اوبا پای خودش رفت... )بلوکات(
دخترک خسته
اینقدر دورم از تو که دنیا هم آغوشم شده...
دخترک خسته
کجاست اون دست نورانی و معجز ؛ بگو بیاد و دستم و بگیره...
دخترک خسته
احساس کودکی را دارم که در بازار مادرش را گم کرده...
دخترک خسته
نمیدونستم درد عشق درد جسمی هم داره
دخترک خسته
چه کردی با من ای دوست ؛ شکستی قلبم و درمان نکردی!؟
دخترک خسته
توسط موبایل در
منطقه آزاد ....
کاش به شادی میگذشت کودکی و نوجوانی تا جوانی خاطره ای خوش شادمان میکرد در این جوانیه تلخ...
دخترک خسته
مادره دیگه ؛ میفهمه ! صدی بهش بگم هیچیم نیست بازم میفهمه درد دارم... گیر میده دیگه ! حق داره!
دخترک خسته
دلم غصه پره ؛ پرده هارم جمع کردیم ! هیچ چی آرومم نمیکنه...