دخترک خسته
ازتو دلگیرم خدا ؛ نه چون به هیچ کدوم از آرزوهام نرسیدم ؛ حتی نه بخاطر اینکه مجبورم کردی اینجوری زندگی کنم ؛ نه حتی بخاطر اینکه دعاهام ونشنیدی ؛ ازت دلگیرم بخاطر اینکه تنهام گذاشتی ! تو که میگفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا.... تا کی صدات بزنم و بی جواب بمونم...
دخترک خسته
قد کشیده ایی ؛ از همان زمان که مرا زیر پا گذاشته ایی! بخند عشقم ؛ احساس من همیشه لگدمال حقایق توست...
دخترک خسته
زیر کرسی؛بغل گوش تهران! دلم میلرزه از سرمای زندگی...
دخترک خسته
کاش شبی به خوابم بیایی و دست در دستانم بگذاری ومرا ببری به همان خانه رویایی که هر روز به دور از چشم دیگران نقاشی میکردیم! این روزها بی تو همه جرات آزار مرا دارند ؛ بی تو هیچ چیز رنگ خوشبختی نگرفت ؛ میدانم پیش خدا شادتری! بیا و باز مردانگی کن؛ مرا در این حسرت شبانه با خود ببر...
دخترک خسته
دنیای این روزهای من هم قد تنپوشم شده ؛ اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده...
دخترک خسته
طعم خیس اندوه ؛ اتفاق افتاده ؛ یک آه خداحافظ ؛ یک فاجعه ساده...
دخترک خسته
به داد من نمیرسه ؛ خدای آسمون من...
دخترک خسته
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺵ ﺑﺨﺎﻃﺮﺕ ﺑﮕﺬﺭﻩ، ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺨﻮﺍﻩ! ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻤﻪ
دخترک خسته
شب دوازدهم ؛ من ؛ پنجره امشب بخار نبسته ؛ جاده بی عبور ؛ صدای سگ ولگرد از دور ؛ سکوت و تنهایی
دخترک خسته
توسط موبایل در
منطقه آزاد ....
وقتی با بقیه شادی ؛ من و کجای ذهنت قایم میکنی!؟
دخترک خسته
توسط موبایل در
منطقه آزاد ....
نزدیک شدن به فاجعه زندگیم...
دخترک خسته
پوست دستم رفت ؛ لیموها تموم نشده...
دخترک خسته
هر شب خودم را در آغوش میکنم ! بخواب آرام نازنینم ؛ تو تلا هایت را کرده ای؛ اگر باختی ولی سربلندی ؛ آرام باش دخترک خسته من...