دخترک خسته
آرام بگیر در آغوشم نوزده ساله عروسک من ! هنوز یاد دارم گریه های کودکی را ؛ شش ساله کودک من ؛ دلی پر از بغض دارم...
دخترک خسته
توسط موبایل در
منطقه آزاد ....
روزی خواهم رفت بی آنکه حتی به پشت سرم نگاه کنم تا ببینم چه چیزهایی فرو میریزد ؛ روزی فرا میرسد که لبخندزنان وتنها بروم ؛ فقط بروم...
دخترک خسته
بعضی وقت هام هست میخوای بیخیال همه چی بشی و همه چیز و تمومش کنی
دخترک خسته
وقتی مریضی مداوم امون آدم و میبره
دخترک خسته
توسط موبایل در
منطقه آزاد ....
دلم را عادت داده ام دیگر هری نریزد ! طفلی زود باور است ؛ صدای زنگ ها را باور میکند...
دخترک خسته
وای که امشب چه شب سنکینیه ؛ آخ که قلبم داره منفجر میشه ؛ دردم و به کی بگم خدا...
دخترک خسته
به داروی ترک زندگی نیازمندم ؛ کسی سراغ داره آیا!؟
دخترک خسته
به تجاوز روزگار آبستن تلخکامی ها شدیم ؛ بس عجیب طولانی شده این بارداری...
دخترک خسته
وقتی یه آرزوی ازدست رفته رو با زور امیدی واسه به دست آوردنش جورمیکنی و باز از دست میره چکار میکنی!؟
دخترک خسته
روز رفتن رسیده ؛ من دوست ندارم برم
دخترک خسته
من گفتی که دل دریا کن ای دوست ؛ همه دریا از آن ما کن ای دوست ؛.دلم دریا شد و دادم به دستت ؛ مکش دریا به خون ،پروا کن ای دوست...
دخترک خسته
چه بدکرداری ای چرخ ؛ چه کج رفتاری ای چرخ ؛ سرکین داری ای چرخ ؛ نه دل داری نه دین داری نه ایمان داری ای چرخ...
دخترک خسته
سلام بغض آلود ؛ صبح بخیر...