دخترک خسته
جسم و روحم خسته است ؛ انگار هیچ چی تو دنیا نیست به دل من باشه! کاش یکی بود حال من و خوب میکرد...
دخترک خسته
سر به سرم نذار روزگار ! اعصاب معصاب ندارم میزنم یه بلایی سرخودم میارم سوژت و از دست میدی ها...
دخترک خسته
گر نمی کوشی به درمانم به آزارم نکوش ؛ مرحم دل نیستی بر سینه پیکانی چرا...!؟
دخترک خسته
روزگار روح مرا پیش فروشی کرده ؛ دل بیدار مرا پیر خموشی کرده / هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم ؛ چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم...
دخترک خسته
آقا حسین (سلام و درود خدا و ما برشما ) کمک کن تا آگاه باشیم به راهت نه به خرافه ایی که هر روز مرا دورتر از شما و منتقمت میکند... روح و جانم به فدایتان ؛ آماده ایم...
دخترک خسته
امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است ؛ بر زخم های کهنه قلبم نمک زده است ؛ دارم به باد میسپرم این پیام را ؛ سیب دلم برای تو ای دوست لک زده است...
دخترک خسته
فیلم های خارجی رو سانسور میکنن نمیفهمی ازکجاپرید به کجا ؛ من موندم چطور و چرا این بلا سر فیلم های داخلی میاد!؟
دخترک خسته
بوی پاییز میاد ؛ بوی تولدم ؛ بوی مسافرت یه روزمون ؛ بوی دریا بوی جنگل های عباس آباد ! بوی شکستنم؛ داره بوی تنهاییم میاد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط موبایل توسط
دخترک خسته
مرا ببین ! آبستن همخوابگی با درد های تنهایی بعد از توام ! کاش دنیا دل رحم تر بود...
دخترک خسته
سال ها بعد وقتی در آغوش دیگری به یاد من افتادی ؛ سر به زیر بی افکن و حیا کن ؛ عزیزم خود کرده را تدبیر نیست... ( بلوکات )