ميگفتن علف بايد به دهن بزي شيرين بياد يه عمري خودمونو کشتيم شيرين ترين علف دنيا بشيم غافل از اينکه اصلا طرف بز نبود . . . گاو بود به خوردن مقوا عادت کرده بود
سر یکی از کلاسهای دانشگاه استاد داشت حضور غیاب میکرد . اسم یکی از دختر های کلاس رو خوند . خانم بارونه فلانی . بعد گفت اسمتون بارونه هست؟ دختره با عشوه بله استاد استاد : باران شنیده بودم اما بارونه اولین باره که می شنوم دختره با عشوه ادامه داد چون اون روزی که من به دنیا اومدم برای پدر و مادرم روز خاطره انگیزی بود و هوا هم بارونی بود اسمم رو گذاشتن بارونه . یکی از پسر های تخس کلاس هم در جواب گفت : یعنی اگه هوا آفتابی بود اسمت رو میذاشتن آفتابه!!!!!! صدای خنده ما تا سه تا شهر اونطرفتر می رفت .
شامپو خریدم بیست هزار تومن ریختمش تو ظرف داروگر خمره ای که بقیه نفهمن ازش استفاده نکنن , فرداش اومدم برم حموم دیدم ظرفش خالیه , داد زدم کی اینو زده به سرش ؟؟ بابام اومد یه دونه زد تو سرم گفت آخه گدا , سگ اینو میزنه سرش, شامپوت خوراک ماشین شستن بود برو ببین ماشین چه برقی میزنه
ابام پریروز داشت خاطره تعریف میکرد، وقتی که من رفتم با مادرتون عقد کردم شب که اومدیم خونه، دخترای همسایه ها با سنگ شیشه خونمونو شکستن... بابام: )))) مامانم: الان دقیقا 3 روزه نه شام داریم نه ناهار نه صبحانه، بدبختیم به خداااااا بدبختیم که میگماااااا
شامپو خریدم بیست هزار تومن ریختمش تو ظرف داروگر خمره ای که بقیه نفهمن ازش استفاده نکنن , فرداش اومدم برم حموم دیدم ظرفش خالیه , داد زدم کی اینو زده به سرش ؟؟ بابام اومد یه دونه زد تو سرم گفت آخه گدا , سگ اینو میزنه سرش, شامپوت خوراک ماشین شستن بود برو ببین ماشین چه برقی میزنه
داشتم فیلم خارجی نگاه میکردم سر بزن گاه بابام اومد دید گفت پدر سوخته این چیه گفتم بابا اینم مثل فیلم قدیمیه ولی کیفیتش بالا ترهبابام گفت پس بزار ادامشو ببینیم