ramin fajr
گرچه مي گويند، مي گريند روي ساحل نزديك سوگواران در ميان سوگواران قاصد روزان ابري،داروگ كي ميرسد باران؟
ramin fajr
خنده دار است نه که تو... هی مرا دور بزنـــی... ... و مـــــن... دلم را خــــوش کنـــم... به این که در محاصره ی توام.....
ramin fajr
دیـالوگِ همیشه یـك نفـره ام را ،
هـی مـرور میكـنم
تا وقتی به چشم هایت میرسم
حرفی برای گفتن داشته باشم ،
اگــر
" انگشت های هیــس "
دوبـاره ژسـت عــاشقانه ام را
به هـم نزنند .
ramin fajr
امروز خم شدم، و در گوش بچه ای که مُرده به دنیا آمد،آرام گفتم: «چیزی را از دست ندادی.....»
ramin fajr
گــاهی مــــــادری مهــــربان میشوم
دست نــوازش بـــر ســـرش میکشم،
میگــــویم: غصه نخـــــور ، میگـــذرد …
بــــرای دلــــم
گــاهی پــــدر میشوم
خشمگین میگـــویم: بس کـــن دیگـــــر بزرگ شدی …
گــاهی هـــم ،دوستی میشوم مهــــــربان
دستش را میگیرم میبــــــرمش به باغ رویا
دلـــــــم ، از دست مـــــــن خسته است...!
ramin fajr
خانومه مهمانداره تو هواپيما بهم گف ميخواي بخوابي برات بالش و پتو بيارم؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
، گفتم نع!! برام قصه بگو
قهر كرد رف بيشعور کصافط
ramin fajr
میگن هیچ عشقی، عشق اول نمیشه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
غلط کرده هرکی اینو گفته
هرچی جلوتر میری موارد بهتری پیش میاد
ramin fajr
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد
ramin fajr
@مخاطب خاص
غمگين که میشوی تو، ز من دور میشوی
بازم تو مثل همیشه مغرور میشوی
غمگين که میشوی، نه نگاهی نه خنده ای
جوری همیشه، تو ولی ناجور میشوی
غمگين که میشوی تو ،فراموش میشوم
از ترس اینکه بری خاموش میشوم
تنها برای اینکه پناهت شوم کمی
مثل همیشه میشوم آغوش میشوم
غمگين که میشوی ،نه کلام و اشاره ای
غمگين که میشوی، نه سلام دوباره ای
غمگين که میشوی تو ،کمی سخت میشود
ماندن در این قلب سراپا اجاره ای
غمگين که میشوی تو، همین میشود همین
ramin fajr
دوست عزیز و گرامی! بدینوسیله یادآوری می شود: بنزین گرون شده ، نه لایک کردن!
ramin fajr
نمیدونم چه حکمتیه این خواهر برادرای اجتماعی اخر کارشون به ازدواج میکشه!
ramin fajr
یاندیریب یاخدی منی / سوزاند و خاکسترم کرد
داغ – داشا چاخدی منی / به سنگ و کوهم زد
مرد بیلیب آرخالاندیم / مردش پنداشتم و به او پناه بردم
نامرددیر ییخدی منی / نامرد است و به زمینم زد