در ب در
توسط موبایل
اینجایم بر تلی از خاکستر پا بر تیغ میکشم و به فریب هر صدای دور دستمال سرخ دلم را تکان میدهم ...
در ب در
توسط موبایل
این جهانی که همش مضحکه و تکراره تیکه تیکه شده دل چه تماشا داره ....
در ب در
توسط موبایل
زندگی مهلت پرسیدن به ماها نمیده ....
در ب در
توسط موبایل
ادمی صندلی سالن مرگ خودشه...
در ب در
توسط موبایل
ما چرا میبینیم ما چرا میفهمیم ما چرا میپرسیم ...
در ب در
توسط موبایل
سردمه مث اغاز حیات گل یخ جشن مرگم بر پا ...
در ب در
توسط موبایل
سردمه مث موری که زیر بارون تند رد بوی خط راه لونشو میجوره ...