دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در ب در

***خداوندا*** تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است ...چه دردی میکشد آنکس که انس... درباره »
در ب در
مرد - مجرد
امتیاز: 4570.7

دنبال‌شدگان

(453 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(617 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

در ب در
در ب در

بسم الله الرحمن الرحيم* فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُونِ ﴿152﴾ پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و شكرانه‏ ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد (سوره بقره)

در ب در
در ب در

ینی انگار یکی داره دلمو چنگ میزنه همچین

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

اسمش "فضای مجازی "است یعنی صورتها را نمی توان اینجا دید اما بسیاری ؛ سیرتهای واقعی شان را فقط اینجا نشان میدهند...!!!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
در ب در
در ب در

نمیدونم چرا یهو احساساتی شدم

گـلـپــری
گـلـپــری

هـمـیـشـه نـیـسـت ولـی بـرای بـایـد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
در ب در
در ب در

خفه شو. الان وقت جمله خفن گفتن نیست بچه ها خوابن. (همسر دکتر شریعتی)....

عمو علی (مظلوم و آرام سایت)
عمو علی (مظلوم و آرام سا...

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید ، عكس تنهایی خود را در آب ، آب در حوض نبود . ماهیان می گفتند: هیچ تقصیر درختان نیست. ظهر دم كرده تابستان بود ، پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد كه برد. به درك راه نبردیم به اكسیژن آب. برق از پولك ما رفت كه رفت. ولی آن نور درشت ، عكس آن میخك قرمز در آب كه اگر باد می آمد دل او ، پشت چین های تغافل می زد، چشم ما بود. روزنی بود به اقرار بهشت. تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت كن و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است. باد می رفت به سر وقت چنار. من به سر وقت خدا می رفتم.@record

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خدایــــــا! از ایـــن بــه بعـــد بــه مخلوقـــاتـت یــک متـــرجـم ضمیـــمه کــن... اینجـــا هیــچ کـــس، هیـــچ کــس را نـمیفهــمد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
در ب در
در ب در

خوراک کوبیده زدم با ترشی کلم و فلفل دلمه و گوجه و سبزی تازه با دوغ تگری با سه تا نون

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
پليكان.jpg ˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

@در ب در اينو يادش بخير

این ارسال را بازنشر کرده است.
در ب در
در ب در

آخی شما یادتون نمیاد با تخته های صندوق گوجه مسلسل درست میکردیم یه کش میبسیم دور دسته تفنگ یه تیک چوب وسط کشه میچرخوندیم بعد کشو با انگشتمون میدادیم پایین از صدای تق تق تفنگ با همه وجودمون لذت میبردیم

در ب در
در ب در

شما یادتون نمیاد ما با چوب بستنی چاقو درست میکردیم

در ب در
در ب در

شما یادتون نمیاد بابام 50 تا یه تومنی میداد به مامانم واس خرجی اووووووووووووو میرفت بازار همه چی میخرید . گوشت .میوه . مرغ

در ب در
در ب در

شما یادتون نمیاد چه کیفای خوشگلی داشتیم روی درش یه دونه قفل بود بعضی هاشم دو قفله بود . وقتایی هم که کیف نمیبردیم دور کتابامون یه کش میبستیم

در ب در
در ب در

شما یادتون نمیاد میرفتیم یه ساندویچ و نوشابه میزدیم 10 تا یه تومنی نوشابه 25 ریال ساندویچ 7تومن و پنج ریال