در ب در
خدایا ! شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.
در ب در
گاه يادمان میرود خطی، خبری، خيالِ احوالی. چقدر سخت است چيزی که به اشتباه زندگانیاش خواندهايم.
در ب در
بازآ که غيابِ تو از حدودِ اين همه رويا هزارهایست ... فرستادهی آخرين آوازِ آدمی!