در ب در
ببخشيد! قرار بر اين بود که نه از نور و نه تاريکی، تنها از ترانه زاده شوم، پشتِ همين دريچهی دريا، رو به منتظران گريه گريه در گريه از گريه زاده شوم، و بعد بترسم بترسم و تنها نام ترا ميانِ دهان و ملحفه بخوانم ریرا! (سید علی صالحی )
در ب در
با چشم باز روی مورچهها پا گذاشت جامعهی كارگری بهم ریخت چشم كه بست مورچههای كارگر استخوانهایش را به لانه بردند.....علیرضا عباسی
در ب در
چه موجود عجیبی به شانههایش دو دست متصل است دستهایش از کتفهاش آویزان است از پایین لگنش دو پا بیرون آمده از لثههاش دندان روییده و در چشمهایش مردمک است و تنها یک دهان دارد جای انگشتهاش انگشت در آمده و جای بینیاش بینی چه موجود عجیبی و دهانش که تکان میخورد حرف هم میزند..... روزبه کمالی