✘ABღLFAZL✘
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺩﺧﺘــــﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘــــﯽ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨـــﻪ ﺩﻟﺶ ﭘــﺮ ﻣﯿﮑﺸـــﻪ ﺑﭙــﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﻐﻠــﺶ ﻭﻟﯽ ﻧﺠــﺎﺑﺘﺶ ﻧﻤﯿـــﺬﺍﺭﻩ . ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﭘﺴــﺮﯾﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﯾﻪ ﺑــﺎﺭﻡ ﺑﻪ ﺧــﻮﺩﺵ ﺍﺟـــﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺩ ﺩﺳﺘــﺶ ﺑﻪ ﻋﺸــﻘﺶ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺵ ﺑﯿﻔﺘـــﻪ ﺩﺳﺘـــﺎﺷﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﻣﯿـــﺪﻩ . ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﮐﺴــﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻨـــﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﮔـــﺎﺭ ﭘﯿـــﺮﺷﻮﻥ ﮐــــﺮﺩﻩ . ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺩﻻﻣـــﻮﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓٍ ﮐﺴـــﺎﯾﯽ ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻦ ﺩﻝ ﭼﯿﻪ ؟ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘــــﯽ ﺧﻮﺩﺗــﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺗﮏ ﻭ ﺗــﻮﮎ ﺑﻌﻀـــﯿﺎﺷﻮ ﺗﺠـــﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﯾﻦ...
✘ABღLFAZL✘
گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد شاید کودکــانه ، شاید بی غــرور اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود می فهمــــم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساســـم …
✘ABღLFAZL✘
من غرورم را ب راحتی بدست نیاوردم, ک هر وقت دلت خواست خردش کنی. غرور من اگر بشکند, با خرده هایش, شاهرگ زندگیه تورا نیز خواهم زد.
✘ABღLFAZL✘
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم…
هر کس هم که می آید مسافر است می شکند …..
.هم نمازش را، هم دلم را …
و می رود
✘ABღLFAZL✘
قـول بده ، حداقل “او” را ، مثل “من” دوست نداشته باشی …
✘ABღLFAZL✘
شنيدنِ (هر جور راحتي!) ميتونه از سيلي دردناكتر باشه!!
✘ABღLFAZL✘
چه لذتی داره اینکه
یه وقتایی
چشماتو ببندی و بگی:
هر چه باداباد!
بیخیال...
✘ABღLFAZL✘
دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم منو به جایی رسوند که حالا ، تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم: عاشقمی؟!! خب به درک...!!
✘ABღLFAZL✘
בلمـ میخواهـב کسے باشـב «خوب» باشـב «مهرباטּ » باشـב « بس» باشـב همه ے ایـטּ بودטּ هایش فقط براے مـــטּ باشـב فقط براے مـــטּ ..
✘ABღLFAZL✘
فقط مرگ میتواند ارامم کند.
✘ABღLFAZL✘
این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش ! همین بس که : نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.
✘ABღLFAZL✘
به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!!