rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
یــــادمــــان بـــاشــــد؛ زنـگِ تــفــریـــحِ دنــیـــا هــمـــیشـــگـــی نــیــســـت؛ زنــگ بــعـــد حــســـاب داریــم ...
rezaey......یا حسین
یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام ....برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم … آنقدر تمـــــــــیز میخندم که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …
rezaey......یا حسین
تو که در باور مهتابی عشق رنگ دریا داری... فکر امروزت باش. به کجا می نگری؟! زندگی ثانیه ایست... هیچ کس تنها نیست. ما خدا را داریم...!!!!!
rezaey......یا حسین
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…
rezaey......یا حسین
عده ای مثل قرص جوشانند، در لیوان آب که بیندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سَر می روند اما کافی ست کمی صبر کنی، بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمتر هستن