rezaey......یا حسین
بی تو؛ چشمِ دیدن چیزهایی که؛ با تو دیده ام را ندارم ...!
rezaey......یا حسین
كنار تو در باران قدم می زنم "چتــــر" برای چه؟! خیـــــال كه خیس نمی شود
rezaey......یا حسین
تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم !
rezaey......یا حسین
تو را خودم چشم زدم ... بس که نوشتمت میان شعرهایم ، بی آنکه “اسپند” بچرخانم میان واژههایم …
rezaey......یا حسین
فریادها را همه میشنوند ... هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است ... بیصدا به یادتم . . .
rezaey......یا حسین
تو ماه را دوست داری … من ماه هاست که ، تو را .......
rezaey......یا حسین
اعتبار آدمها به حضورشان نیست ... به دلهره ای است که در نبودشان احساس میکنی ...
rezaey......یا حسین
خدایــــا ! خط و نشان دوزخـــــت را برایـــم نکش ...! جهنم تـــــر از نبــــودنش جایـــی سراغ ندارم…
rezaey......یا حسین
تمام دنیا در آغوشت خلاصه شده است ...؛ کودکانه پناه میبرم به خلاصه ی دنیا …
rezaey......یا حسین
تو لحظه های داغونی ،فقط یه نفر میتونه آرومت کنه ، اونم کسیه که داغونت کرده !
rezaey......یا حسین
عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود ، گاهی تمام من به تو تبدیل می شود . . .
rezaey......یا حسین
هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ، اما خــاص بودن عشق ” تو ” … مرا هـــم خاص کرد ! …